پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٦ - استاد ازل!
همان آغاز در درون جان انسان قرار داشته، و اين هدايت تكوينى هنگامى كه با هدايت تشريعى انبياءِ هماهنگ شد مىتواند مؤثّرترين جاذبه را در انسان ايجاد كند.
بنابراين هر دعوتى كه در شريعت وجود دارد؛ ريشه آن در اعماق فطرت آدمى نهفته است. هيچ مذهبى با خواستههاى فطرى انسان مبارزه نمىكند؛ بلكه از طريق مشروع آنها را هدايت و تكميل مىنمايد و به اين ترتيب خدا پرستى و ديندارى به عنوان هدايت تكوينى در درون جان انسان وجود دارد، و اگر انحرافى پيدا مىشود عارضى است؛ و لذا وظيفه انبياء اين است كه اين انحرافات عارضى را زائل كنند تا فطرت اصلى امكان شكوفائى يابد.
از آنجا كه ما در بحث توحيد فطرى (در جلد سوم) به خواست خدا مشروحاً درباره اين آيه سخن خواهيم گفت؛ در اينجا به همين مقدار قناعت مىكنيم.
در پنجمين آيه نخست از تعليم الهى به وسيله قلم سخن مىگويد؛ و سپس به طور كلّى از تعليم آدمى نسبت به مسائل كه نمىدانست مىفرمايد: «خداوند همان كسى است كه به وسيله قلم تعليم كرد، و به انسان آنچه را نمىدانست ياد داد» الَّذِىْ عَلَّمَ بِالْقَلَمِ- عَلَّمَ اْلأِنْسانَ مالَمْ يَعْلَمْ
تعليم الهى به وسيله قلم ممكن است اشاره به اين باشد كه براى نخستين بار نوشتن و خواندن به وسيله انبياى الهى صورت گرفت؛ [١] و يا به خاطر آن است كه خداوند اين ذوق و استعداد را در درون روح انسان به عنوان يك هدايت فطرى ايجاد كرد كه بعد از شكوفا شدن خواندن و نوشتن ابداع گرديد و دوران تاريخ بشر با پيدايش خط شروع شد- مىدانيم مرز ميان دوران تاريخ و قبل از تاريخ همان مسأله پيدايش خط است- در هر صورت تعليم از طريق
[١]. جمعى از مفسّران نقل كردهاند: نخستين كسى كه به وسيله قلم نوشت آدم عليه السلام بود. (تفسير قرطبى، جلد ١٠، صفحه ٧٢١٠ و تفسير روح البيان، جلد ١٠، صفحه ٤٧٣).