پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٤ - 3- فعاليّتهاى مختلف روح
يكى پس از ديگرى زير و رو مىكند.
خوب، اگر انسان آن اسم يا آن موضوع را مىداند، چرا دنبالش مىگردد؟ و اگر نمىداند چگونه دنبال چيزى كه نمىداند مىگردد؟ آيا ممكن است انسان دنبال گمشدهاى بگردد كه نمىداند چيست، يا كيست؟!
با اين حال اين مطلب در مورد حافظه انسان صادق است كه به هنگام نسيان و فراموشى دنبال گمشدهاى مىگردد كه نمىداند چيست؟ و ناگهان به سراغ قفسهاى مىرود كه گمشده او آنجا است و آن را مىيابد. [١]
در اينجا نكته باريكى وجود دارد كه راه حل شگفتآور مسأله در آن نهفته است؛ و آن اينكه: در اينگونه موارد انسان دنبال خود آن نام يا آن موضوع كه نمىداند چيست نمىگردد؛ بلكه براى به دست آوردن آن، مجموعه حوادثى را كه اجمالًا مىداند همراه نام مورد نظر در ذهنش جمعآورى و بايگانى شده جستجو مىكند.- زيرا حوادث مختلف به صورت مجموعى و گروهى بايگانى مىشوند- مثلًا مىداند با شخص مورد نظر كه نامش را فراموش كرده، در فلان روز و فلان محل براى نخستين بار آشنا شده است؛ فوراً پرنده آن روز و آن محل را از بايگانى حافظه مىخواهد و برقآسا آن را ورق مىزند، تا در لابلاى آن، نام شخص مورد نظر را پيدا كند.
اين سخن را با كلامى از امام صادق عليه السلام كه در توحيد مفضّل آمده است پايان مىدهيم. فرمود:
«اى مفضّل! در اين قوا و نيروهايى كه در نفس و روح آدمى است، بينديش:
در تفكّر و وهم و عقل و حافظه و غير اينها. اگر از ميان همه اينها حافظه به تنهايى از دست رود حال انسان چگونه خواهد بود؟ و چه اختلالاتى در امر معاش و تجارت رخ مىدهد؟ اگر نتواند آنچه را كه به نفع او يا به زيان او است حفظ كند، و همچنين اگر آنچه را گرفته، و آنچه را داده، آنچه را ديده، و آنچه را شنيده، آنچه را گفته و آنچه درباره او گفتهاند، همه اينها را فراموش كند، چه
[١]. اقتباس از كتاب حافظه، از سرى چه مىدانم.