پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥ - روح اعجوبه عالم خلقت
حواس ظاهر گرفته كه مقدمه ادراكات روحاند تا نيروى تفكّر، حافظه، تخيّل، ادراك، ابتكار، اراده و تصميم وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها
پس از تنظيم اين قوى طرق هدايت را به او آموخت «و راه فجور و تقوا را به او نشان دارد» فَأَلْهَمَها فُجُوْرَها وَ تَقْواها
با اينكه قواى روحى انسان بسيار متنوّع و فراوان است ولى از ميان تمام آنها قرآن در اينجا روى مسأله الهام، فجور، و تقوا (درك حسن و قبح) انگشت گذارده؛ چرا كه اين مسأله در سرنوشت انسان و خوشبختى و بدبختى او فوقالعاده مؤثّر است.
كراراً گفتهايم هميشه سوگند دليل بر اهميّت و عظمت است؛ هم اهميّت موضوع قسم و هم مقسم له و مخصوصاً سوگندهاى قرآن براى وادار كردن انسانها به انديشه بيشتر در آيات عظمت الهى است.
به علاوه در اين آيه «نفس» به صورت نكره ذكر شده؛ كه در اينگونه موارد براى تأكيد و اهميّت موضوع يا كثرت آن است. [١]
دومين آيه اشاره به سؤالى مىكند كه از سوى جمعى از مشركان يا اهل كتاب مطرح شده بود. آنها خدمت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم رسيدند و سؤالاتى از جمله درباره روح كردند؛ همان گونه كه قرآن مىفرمايد: «از تو درباره روح سؤال مىكنند» وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوْحِ
سپس قرآن به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم دستور مىدهد. «به آنها بگو روح از فرمان پروردگار من است» قُلِ الرُّوْحُ مِنْ أمْرِ رَبِّى.
اين پاسخ سربسته، اشارهاى پر معنى به اسرارآميز بودن اين پديده بزرگ عالم هستى است؛ و براى اينكه كسى نگويد چرا تمام اسرار روح بازگو نشده است؟ در پايان آيه مىافزايد: «جز اندكى از علم و دانش به شما داده نشده است»! وَ ما اوْتيْتُمْ مِنَ الْعِلْمِ الّا قَلِيْلًا.
[١]. تفسير روح البيان، جلد ١٠، صفحه ٤٤٢ و روح المعانى، جلد ٣٠، صفحه ١٤٢- بعضى از مفسّران نيز احتمال دادهاند كه «نفس» در آيه بالا اشاره به روح و جسم هر دو مىباشد، هر چند جمله (فالهمها فجورها و تقواها) تناسب بيشترى با روح دارد؛ و همچنين آيه (قد افلح من زكاها) ...