پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢ - آفرينش حيات شاهكار آفرينش
لذا در پايان آيه مىگويد: أفَلا تَعْقِلُوْنَ آيا انديشه نمىكنيد در قدرت آفريدگار و ربوبيت و وحدانيّت او؟ و در اينكه اين نظام بديع محال است بدون علم و تدبيرى به وجود آمده باشد؟
در پنجمين آيه مسأله حيات و مرگ را در رديف مالكيّت و حكومت بر آسمانها و زمين قرار مىدهد؛ و به راستى مسأله حيات به قدرى مهم است كه مىتواند همرديف پيدايش آسمانها و زمين باشد.
در پايان آيه مىفرمايد: وَ ما لَكُمْ مِنْ دُوْنِ اللَّهِ مِنْ وَلِىٍّ وَ لا نَصِيْرٍ: يعنى وقتى تمام قدرتها و حاكميت به دست خدا است، ولى و سرپرست و ياورى جز او وجود ندارد؛ پس چرا به غير او پناه مىبريد؟!
در آيه ششم مسأله حيات و مرگ در كنار مسأله ربوبيّت قرار گرفته؛ و مىگويد همان خدائى كه مالك و پرورش دهنده شما و پدران و نياكان شما بوده و هست او آفريننده مرگ و حيات است.
اصولًا مسأله مرگ و حيات يكى از شاخههاى ربوبيت الهى است؛ چرا كه ربوبيت به معنى اصلاح و نظام بخشيدن و پرورش دادن است، و اين جز از طريق حيات و مرگ ممكن نيست. حيات به انسان امكان تكامل مىدهد، و مرگ نيز مقدّمهاى است براى تكامل ديگر و حيات نوين در جهانى وسيعتر.
در آيه هفتم گفتگوى تاريخى ابراهيم عليه السلام با جبّار زمانش (نمرود) منعكس شده است؛ و به نظر مىرسد كه اين گفتگو بعد از داستان بت شكنى ابراهيم عليه السلام بود كه به صورت يك قهرمان درآمد؛ و آوازه او در همه جا پيچيد و ناچار نمرود او را احضار كرد. [١]
[١]. اين معنى كه گفتگوى فوق بعد از بت شكنى ابراهيم عليه السلام صورت گرفته؛ در تفاسير متعدّدى آمده است؛ مانند: تفسير مراغى (جلد ٣، صفحه ٢١) و فخررازى (جلد ٧، صفحه ٢٥).