معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٠ - ١ ـ شناخت
پس اين «لا تَعْلَمُونَ شَيْئا» آن معرفت حضورى ناآگاهانه نسبت به خدا را [در ابتداى خلقت]، نفى نمىكند. اما در مورد آن سؤال كه آيا: «لا تَعْلَمُونَ شَيْئا» نسبت به همهى انسانهاست يا انسانهاى معمولى؟، جواب اينستكه: به فرض اينكه آيه، ظهور در عموم آدميان داشته باشد كه در آغاز تولّد فاقد علمند، اين عموم، قابل تخصيص است به دليل خارجى. علاوه براينكه مىتوان گفت چنين ظهورى در عموم و اطلاق، از آيه برنمىآيد. بلكه آيه در مقام اهمال است؛ مىخواهد توجّه بدهد كه خدا اين نعمت را به انسانها داده است تا از راه چشم و گوش، علومى بدست آورند.
بحث ديگر در مورد ذيل آيه بود كه چرا، اين سه [چشم و گوش و دل]را فرموده و بقيه را يادآور نشده است. در پاسخ بايد گفت: بقيّهى طرق فهم يا عادىست كه در اختيار همگان است مثل بويايى و چشائى و يا غير عادىاست مثل وحى و الهام كه منحصر به اولياء خداست كه آيه در مقام بيان اين دستهى اخير نيست چون خطابش به همهى انسانهاست؛ و امّا در مورد دستهى اوّل چون اهميّتى چندان نداشتهاند ذكر نشدهاند؛ خاصّه كه منظور آيه تأكيد بر اين امر است كه بايد از اين ابزارها براى شناخت حقّ و تكليف، استفاده كرد؛ و آنچه در اين زمينه اهميّت فراوان دارد، همين سه قوّه است و قواى ديگر چندان تأثيرى در اين مسائل ندارند.
و امّا توضيح كلمهى افئده:
كلمه فؤاد كه در قرآن، مترادف با قلب بكار مىرود، در اصل به معناى عضو مخصوصى در بدن انسان يا حيوان است كه نقش تلمبه در جريان خون و تصفيهى آن را به عهده دارد و معمولاً در سمت چپ سينه قرار دارد ولى در عرف به معناى مركز ادراكات و عواطف و احساسات بكار مىرود. و امّا ارتباط بين معناى لغوى و عرفى آن شايد ناشى از اينجاست كه عرف مردم تصوّر مىكردهاند كه ادراك و احساس با اين اندام خاصّ، ارتباط دارد و قرآن كريم نيز بر مبناى همين اصطلاح عرفى آنرا بكار برده است:
حج / ٤٦: «فَإِنَّها لا تَعْمَى الأَْبْصارُ وَلكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُور».
ديدگان كور نيستند، بلكه دلهايى كورند كه در سينههاست.
ممكن است گفته شود كه اين، يك رابطهى توهّمى ست؛ چرا قرآن تلويحاً آن را امضاء كرده است؟ در پاسخ مىتوان گفت: چون قرآن به زبان مردم نازل شده است، طبق اصطلاح مردم، سخن مىگويد، و معناى آن، امضاى آنچه مردم واقعيّت مىپنداشتند نيست، مىفرمايد: چشم سِرتان را نمىگويم كه كور مىشود بلكه چشم دلتان را مىگويم كور مىشود كه در سينههايتان است.
نيز مىتوان گفت: منظور از صدر و سينه، صدر و سينهى جسمانى نيست؛ بلكه منظور از