معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٢ - كارهاى ديگر فرشتگان
انبياء نيست، زيرا حضرت مريم پيغمبر نبود؛ كسانى را كه از گفتگوى ائمهى اطهار سلام الله عليه اجمعين، با فرشتگان در شگفتند بايد به اين آيات رهنمون كرد.
ـ روح ظاهراً يكى از فرشتگان يا از بزرگان آنها يا مخلوقى است شبيه آنان؛ در روايات اختلافهايى در اين مورد وجود دارد. اگر همان روح الامين باشد جبرئيل است؛ چه بسا اين موضوع نيز از آيات بهتر استظهار گردد.
بارى، اين روح، عليه السّلام، بصورت انسان بر مريم ظاهر شد. يعنى وسيلهى تحقّق جنين عيسى عليه صلوات الله در رحم حضرت مريم، همين ملك بود كه به صورت انسان ظاهر شد.
و چنان در پيدايش عيسى تأثير دارد كه مىگويد: «لاَهَب...» تا من عطا كنم به تو...
اين مقام فاعليّت فرشته، خود يكنوع خلق كردن است منتهى وساطت در آفرينش چنانكه خود حضرت عيسى عليه السّلام نيز «خلق» مىفرمود؛ و اين مقام بسيار سترگى است.
بارى، سرانجام، كسى به عنوان «واهب عيسى(عليه السلام)» وجود دارد كه يك گونه فاعليّت و تأثير، در اين امر مىداشته است پس معلوم مىگردد كه بين فرشتگان؛ يا روح كه از سنخ آنهاست، چنين كارهايى نيز وجود دارد و اين يكى از مصاديق خوارق عادت است و فاعلش فرشتگانند.
پس معناى پذيرفتن اعجاز، نفىِ فاعلى غير از خدا نيست؛ بلكه ممكن است وسائطى در ميان وجود داشته باشد از جمله ملائكه.
ـ نكتهى ديگرى كه مىتوان ازاين آيات دريافت اينستكه فرشتگان يا دستكم برخى فرشتگان هستند كه مىتوانند به صورت بشر ظاهر شوند. نيز بطور ضمنى مىتوان دريافت كه تعبير «رسالت» در امور تكوينى نيز بكار مىرود زيرا در آيه؛ روح مىگويد:
مريم / ١٩: «إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّك...».
و وساطت در عمل نيز، يكنوع رسالت است.
به عبارت ديگر: رسالت يكبار ابلاغ پيام است و يكبار انجام كار.
در داستان لوط در سورهى هود مىفرمود:
هود / ٨١: «إِنّا رُسُلُ رَبِّك».
كه آنهم رسالت بود.
بارى، مجموع اين آيات مربوط به فرشتگان، دلالت دارد بر اينكه درميان ملائكه، برخى حاملان عرش هستند يا در اطراف آن مىباشند؛ برخى ديگر وحى را به پيامبران مىرسانند؛