معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٠ - زنبور عسل
امّا اين موجود مفيد و عزيز؛ با رهنمود ربوبى ـ جل اسمه و عزّه و قدرته ـ در كندو به دنيا مىآيد و پس از آنكه بالغ شد؛ براى نخستين بار از آنجاى تاريك سر و ته بسته بيرون مىآيد و فرسنگها راه را براى نخستين بار مىپيمايد و بازيكر است به كندوى خود باز مىگردد. پس همچنان كه خداوند فرموده است؛ اينها راههايى است كه پروردگار او، پيش پايش نهاده است. صدق الله العلى العظيم.
نحل / ٦٩: «يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُه».
اين مسأله در اين موجود به مراتب شگفتانگيزتر از نكته ايست كه در مورد ذخيرهى شير در حيوانات شيرده، يادآور شديم.
زيرا اين موجود با اين جُثّه كوچك خود؛ مقدارى از غذايى را كه نياز دارد مصرف مىكند و بقيّه را ذخيره مىسازد و اين ذخيره چندانست كه ميلياردها انسان مىتوانند از آن در سراسر جهان، استفاده كنند. نوع آن و كيفيّت تركيبى آن، به گونهاىاست كه وقتى از شكم او خارج مىشود؛ هرگز فاسد نمىگردد؛ با اينكه اكثر چيزهايى كه از شكم حيوانات بيرون مىآيد، زود فاسد مىگردد از جمله خود شير.
به اضافه بسيار گوارا و خوش طعم است و بهترين نوشيدنيها را از آن به دست مىآورند و خاصيّت دوائى آن نيز به گونه ايست كه خود خدا در آيه اشاره فرموده است:
نحل / ٦٩: «فِيهِ شِفاءٌ لِلنّاس».
از مجموع آنچه در مورد پديدههاى طبيعت بحث كرديم، نتايجى به دست مىآيد كه بر خلاف پندار علم زدگان، منظور قرآن از همه اين دسته از آيات، اين نيست كه مسلمانان بروند و طبيعت شناس بشوند، دستكم مستقيماً ترغيب به چنين امرى نيست؛ زيرا اين معنا را انسانها براى استفادهى خويش انجام مىدادند و اگر قرآن هم نمىفرمود، دنبال آن مىرفتند؛ پس منظور از اين همه تأكيدات قرآن چه چيز يا چيزهاى ديگريست؟
از تأمّل در آيات؛ چند نكته در دست مىآيد:
١ ـ انسان را وادار به انديشه كردن و تفكّر و تعقّل مىكند تا سطحى نگر نباشد و از كنار پديدههاى جهان، غافل نگذرد.
رعد / ٣: «إِنَّ فِي ذلِكَ لآَيات لِقَوْم يَتَفَكَّرُونَـأَفَلا تَتَفَكَّرُون». امّا البته انديشيدن هدف نهايى نيست؛ انديشه وسيله معرفت است.
٢ ـ كدام معرفت؟ مىگوييم ممكن است از راه تفكّر در پديدهها و آثار، پى به مؤثّر و علّت