معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٤ - قـضاء
است، در مورد قضاوت هم همين نكته است كه دعوا را پايان مىدهند؛ هرچند در اينجا پايان دادن اعتبارى است. در مورد تشريعات هم ممكن است همين معنى لحاظ شده باشد كه اگر تكليفى قاطع بود مقضىّ است وَ قَضى رَبُّكَ اَلاّ تَعْبُدُوا... يعنى اَمَرَ اَمْراً قاطِعاً.
با توجه به اين معنى سؤال مىشود قضاء الهى در مورد امور تكوينى يعنى چه؟ به چه اعتبار مىگويند «قضى الله» يعنى خدا كار را تمام كرد؟
ظاهراً جاى ترديد نماند كه منظور اين است كه اگر كارى مراحلى داشته باشد كه تدريجاً تحقّق مىيابد و تا به مرحلهى نهايى نرسيده است كار تمام نيست ولى وقتى به مرحلهى نهايى رسيد؛ اين مرحله قضاء است. و اگر در يك شيىء تدريج و زمان مطرح نشود از آن جهت كه عقل مراحلى را در نظر مىگيرد مىتواند آخرين مرحله را مرحلهى قضاء فرض كند. پس آنچه را خدا انجام مىدهد از آن جهت كه به او انتساب دارد يك مرحلهى نهايى دارد كه تمام مىشود و طبعاً بعد از مرحلهى تقدير خواهد بود.
آيا قضاء بدين معنى مىتواند شامل امور اختيارى شود؟ ادعاى قران اينست يا نه؟
از اطلاقات آيات مىشود استفاده كرد كه قضاء امرى است عام (با همان تقريبى كه ذكر شد) و مؤيد آن روايات زيادى است در باب قضاء و از جمله روايت حضرت رضا(عليه السلام) به چند سند:
لا يَكُونُ اِلاّ ما شاءَ اللهُ وَ اَرادَ وَ قَدَّرَ وَ قَضى.
* سؤال: وقتى مرحلهى قضاء و اتمام شامل امور اختيارى هم بشود، آيا منافات با اختيار انسان ندارد؟
اينجا مهمترين جايگاه مسأله است؛ اگر قضاء به معناى اتمام كار است، چگونه ممكن است اختيارى باشد؟ كار كه دست خداست پس ما چه كارهايم؟
از همين جهت بود كه عدهاى از متكلمان (معتزله) منكر قضاء به اين معنى بودهاند و لذا الفاظ را به معنايى تأويل كردهاند كه مستلزم اين امر نباشد، چنانكه اشاعره، ملتزم به جبر شدهاند.
* جواب: با توجه به مقدماتى كه در تقدير گفته شد [ = خداى متعال حتى در افعال اختيارى هم تقدير دارد] مىتوانيم در باب قضاء الهى هم عدم منافات با اختيار را اثبات كنيم. البته در اينجا مسأله مشكلتر است چون تقدير، تهيهى مقدمات بود ولى در اينجا علّت تامّه و مرحلهى نهايى است و نمىتوان گفت بعد از قضاء جايى براى اعمال ارادهى ما باقى است.
ممكن است كسى بگويد فعل اختيارى فعلى است كه يكى از اجزائش اراده باشد نه جزء آخر و ممكن است خدا جزء آخر را بعد از اراده، اضافه كند و به همين دليل قضاء به خدا نسبت داده مىشود.