معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٥ - قـضاء
ولى گفتيم در افعال اختيارى جزء اخير ارادهى انسان است و بين اراده و فعل فاصلهاى نيست مگر در مواردى كه خيال مىكند مقدمات فراهم بوده است و اراده مىكند ولى فعل انجام نمىگيرد، بنابراين در اينجا اصولا از همان نخست مقدمات كامل نبوده است مثل اينكه انسانى فلج باشد و نداند، ارادهى بلند شدن مىكند ولى نمىتواند.
پس اين وجه قابل قبول نيست و نمىتوان گفت اراده قبل از قضاء موثر است و اگر هم مورد قبول باشد در بعضى موارد خواهد بود و جواب اين سؤال نخواهد بود.
جواب اين سؤال همانست كه در بحثهاى فلسفى اشاره كرديم، اين شبهه از اينجا ناشى مىشود كه خيال كردهاند ضرورت فعل موقعى كه علت تامه باشد به معناى اضطرار در مقابل اختيار است و چنين حلّ مىشود كه اين ضرورت و يكسره شدن كار بدين معنا نيست كه بدون اختيار فاعل مختار باشد؛ بلكه بدين معنا است كه آنچه مقدمات براى تحقق اين فعل لازم است (و از جمله ارادهى انسان) همه يكجا از خداست. در واقع پذيرش قضاء الهى در افعال اختيارى به معناى پذيرفتن توحيد افعالى است. ما بايد مسألهى توحيد افعالى را حل كنيم و فى الجمله حل كرديم و گفتيم منظور در آنجا دو فاعل طولى است و به اين معنا است كه انسان حتى در فعلش استقلال ندارد كما اينكه در اصل وجود استقلال ندارد. پس اراده هم در اينجا از خداست و استقلال ندارد؛ در بحثهاى گذشته در مورد ارادهى تكوينى الهى مثلى را از مرحوم علاّمهى طباطبائى(رحمه الله) آورديم و آن اين بود كه در ذهن خود، انسان مختارى را فرض كنيد كه با اختيار خود شراب مىخورد و... درست است كه با اختيار خود كار مىكند ولى وجودش و اختياش و فعلش و... همه قائم به شماست.
البته در اين مثال ذهن است و وجود ذهنى. اگر قدرت مىداشتيد كه عين اين صورت ذهنى را با تمام خصوصياتش و قوامش به ارادهى خود در خارج ايجاد كنيد؛ درست معلوم مىشد. اَلْمُحْتاجُ اِلَى الْمُحْتاجِ اِلَى الشَّيىءِ مُحْتاجٌ اِلى ذَلِكَ الشَّيْىءِ.
پس تمام افعال اختيارى انسان بى نياز از خدا نيست و وابسته به اوست، پس قضاء شامل همه چيز مىتواند باشد و معنايش جبر نيست. جبر اين است كه جايى كه من مىتوانم اختيار كنم، كسى جلوى مرا بگيرد و اگر نخواهم كسى به زور تحميل كند، يعنى بدون ميل و ارادهى من. ولى فرض كرديم اين كار از اختيار من سر مىزند ديگر جبرى نيست. هرچند من در اختيار خود مستقل نيستم ولى بالأخره كارم اختيارى نيست.
از اينجا سرّ اصرار قرآن بر اين مطلب نيز روشن مىشود كه افعال و احوال و سرنوشت ما به خدا نسبت داده مىشود. سرّ اين مطلب چيست؟ خدا خود مىخواهد انسان انتخابگر را از