تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٦٩
روايت كرده است كه فرمود: «اميرالمؤمنين- صلوات اللَّه عليه- فرمود: ...» تا آخر آنچه در باب بعد از باب نسبت اسلام مذكور شد، با اختلافى در سند.
١٥٦٥/ ٦. حسين بن محمد، از معلى بن محمد، از حسن بن على، از عبداللَّه بن سنان، از مردى، از بنىهاشم كه ظاهر آن است كه مراد معصوم؛ بلكه به خصوص حضرت صادق عليه السلام باشد، روايت كرده است كه فرمود: «چهار چيز است كه هر كه آنها در او باشد، اسلامش كامل و تمام است، و اگر از فرق سر تا قدمش گناهان باشد، او را نقصان نرساند يا اسلامِ او را ناتمام نگرداند. و آنها: راستگويى و حيا و خوشخلقى و شكر است».
١٥٦٦/ ٧. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد و على بن ابراهيم، از پدرش و هر دو، از ابنمحبوب، از ابنرئاب، از ابوحمزه، از جابر بن عبداللَّه كه گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «آيا نمىخواهيد كه شما را خبر دهم به بهترين مردمان شما؟» عرض كرديم:
يا رسول اللَّه! بلى، مىخواهيم. فرمود: «به درستى كه از جمله بهترين مردان شما پرهيزگارى است پاك كه كفهايش بخشاينده و هر دو طرفش پاك باشد[١]، و با پدر و مادر خويش نيكوكار باشد، و عيال خود را وا نگذارد و ايشان را ناچار نسازد كه به غير او پناه برند».
باب در بيان فضل يقين
٣٠. باب در بيان فضل يقين
١٥٦٧/ ١. حسين بن محمد، از معلىّ بن محمد، از حسن بن على وشّاء، از مشىّ بن وليد، از ابوبصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چيزى نيست، مگر آنكه آن را حدّى و اندازهاى هست». راوى مىگويد: عرض كردم: فداى تو گردم! پس حدّ توكّل چيست؟ فرمود: «يقين». عرض كردم: حدّ يقين چيست؟ فرمود: «حدّش آن است كه با [وجود] خدا از چيزى نترسى».
١٥٦٨/ ٢. از او، از معلّى، از حسن بن على وشّاء، از عبداللَّه بن سنان، از امام جعفر صادق عليه السلام و محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابنمحبوب، از ابوولّاد حنّاط و عبداللَّه بن سنان، از امام جعفر صادق روايت است كه فرمود: «از درستى يقينِ مرد مسلمان آن است كه مردمان را خوشنود نكند به خشم خدا؛ يعنى در رضاجويى ايشان كارى نكند كه خدا را به غضب آورد، و ايشان را ملامت نكند بر آنچه خدا به او نداده؛ چرا كه، حرص حريص
[١]. و مراد از طرفان، دو فرج است يا فرج و زبان يا دهان. و پاكى آنها آن است كه به حرامى آلوده نشوند.( مترجم)