ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤ - انسان و انديشه و تعقل
بهره بردارى قرار مى گيرد . بنا بر اين در بسيارى از موارد براى منتفى ساختن خطاهاى خود ، از واقعيات تجربى و قوانين تصفيه شده قبل از ارتباط با محسوسات استفاده مى كنيم .
٧ - آخرين مطلبى كه براى ضرورت انديشه مبتنى بر يك عده اصول و قواعد اثبات شده قبلى است ، چنين است : مطالبى را كه امثال مورتى در كتابهايشان آوردهاند ، يا مبتنى بر وحى است ، يعنى اين نويسندگان مطالبى را كه مطرح كردهاند بوسيله وحى از خدا گرفتهاند و هيچ كس را حق چون چرا در آنها نيست . اين درست همان است كه مى توان گفت : نفى آن ، يعنى نفى واقعيت داشتن وحى يكى از عمده ترين هدفهاى مورتى است .
دوم اين كه تمامى مطالبى را كه او در كتابهايش آورده است ، بديهياتى هستند كه هيچ كس نمى تواند آنها را نفى كند اگر چنين است ، پس چرا اين بديهيات را فقط مورتى درك كرده است ، در صورتى كه بديهيات قابل فهم عموم و لو بطور نسبى مى باشد . و اگر مسائل نظرى هستند ، بديهى است كه مورتى بايد براى آنها دليل بياورد و ترديدى نيست در اين كه اين دليل مبتنى بر اصول و قوانينى خواهد بود كه براى مغزهاى بشرى قابل درك و فهم بوده باشد . پس براى اثبات گفتههاى مورتى ، انديشيدن كه مبتنى بر اصول و قواعد اثبات شده با قطع نظر از دعاوى مورتى است ، ضرورت كامل دارد .
از اين مباحث كه مطرح كرديم باين نتيجه مى رسيم كه بشر بدون انديشه ، يعنى بشر بدون فرهنگ ، بشر بدون علم ، بشر بدون تمدن ، بشر بدون تاريخ ، بشر بدون پيشرفت و بطور كلى بشر بدون انديشه يعنى بشر و آغاز دوران غارنشينى او . همان گونه كه در مباحث گذشته اشاره كرديم در طول تاريخ اين گونه تخيلات براى انكار بديهىترين حقايق فراوان بوده است . كيست فراموش كند آن سفسطه معروف كه مى گفت : دنيا با هر آنچه كه در آنست ، يك دقيقه قبل به وجود آمده است و هيچ كس نمى تواند اثبات كند كه دنيا دو دقيقه قبل از اين بوجود آمده است ، و اگر كسى بگويد پس اين همه كوهها و ، درياها ، ستارهها و ميلياردها موجودات ديگر كه با كمال وضوح گذشت ميليونها بلكه