ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٥ - هر گونه افشاى عيب و كشف آن ممنوع است و موارد استثناى آن
دست مى برند . بدتر از اين ، حالات كسانى است كه اهانت را حتى نه به انگيزگى بدست آوردن اعتدال روانى ، بلكه تنها بمقتضاى دلتنگى مانند كوه آتشفشان ، اهانت و تهمت و هر گونه تحقير در بارهء اشخاص را به راه مى اندازند .
١٠ - تزين ، بگمان خود آرايى و نشان دادن وارستگى ، اقدام به توهين و تحقير مى نمايند . روايات در تقبيح غيبت و تهمت و افتراء و هرگونه تحقير اشخاص بقدريست كه نيازى به نقل و توضيح آنها نمى بينيم .
هر گونه افشاى عيب و كشف آن ممنوع است و موارد استثناى آن از مجموع سخنان مبارك امير المؤمنين عليه السلام در خطبهء مورد تفسير چنين بر مى آيد كه هر گونه عيبجوئى و عيبگويى و عيبتراشى اكيدا ممنوع است خواه بعنوان غيبت باشد [ كه عبارتست از ابراز معصيتى كه انجام دهندهء آن ، از اظهار كردنش امتناع ورزيده است كه در اصطلاح فقهى « إظهار ما أخفاه اللَّه » ( آشكار كردن چيزى كه خداوند آن را پنهان ساخته ، ) است ] و يا هرگونه طرح عيوب و لغزشها كه موجب اشاعه دادن فساد در جامعه و سبك جلوه دادن آن در نظر مردم و اذيت و آزار نمودن مرتكب گناه بوده باشد .
اگر خطا و گناهى كه از يك يا چند نفر صادر مى شود و آن خطا و گناه به ضرر جامعه تمام خواهد گشت ، بدون ترديد مشمول عفو و اغماض نمى گردد ، زيرا هر عاملى كه جامعه را تهديد كند ، بلكه حتى به ضرر يك انسان بيگناه تمام شود ، آن عامل بهر شكلى هم كه باشد ، بايد ريشه كن شود . همچنين اگر كسى مظلوم واقع شود ، مى تواند ظلم وارد بر خود را افشاء نموده ، و ظالم را به كيفر خود برساند . همچنان كه اگر يك خطاكار در بارهء شئون زندگى مادى يا معنوى مورد مشورت قرار بگيرد ، و كشف حال آن خطاكار ضرورى باشد ، ترديد نيست كه براى منتفى ساختن ضرر ، بايد وضع او افشاء شود . اگر از خطاكارى يك تبهكار جلوگيرى نشود ، بر تبهكارى خود مى افزايد و هم باعث سقوط خويشتن و هم باعث ورود ضرر بر ديگران مى باشد ، در اين صورت نيز افشاى خطاى او