ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٩ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
مى شود و به طور قطع مى توان گفت : همان گونه كه زيگموند فرويد بنا به اعتراف صريحش در بارهء مفاهيم و حقايق معنوى حساسيت پيدا كرده بود ، مورتى نيز در برابر حقايق معنوى مخصوصا الهيات به چنين حساسيتى مبتلا بوده است . فرويد مى گويد : « من در مقابل مسائل توزين ناپذير خود را ناراحت مى يابم و همواره به اين ناراحتى اعتراف مى كنم » [١] حال مورتى و فرويد با كدامين وجدان علمى و صاف ( با داشتن چنين حساسيتى ) در بارهء انسان و حقايق معنوى الهيات اظهار نظر مى كنند بايد انگيزهء اين گونه مغالطه را در هوا و هوس و شهرت پرستى و يا از انگيزههاى سفارشى كه آنان را بچنين اظهار نظرهاى ويرانگر وارد كرده است ، جستجو كرد . در اين مورد يك دليل كاملا روشن براى اثبات وضع غير طبيعى روانى ( آلرژى و حساسيت ) امثال نويسنده در بارهء الهيات مى آوريم ، و در مباحث آينده اين مدعا روشنتر خواهد شد . در جملهء مورد بحث مى گويد : « اينست زندگى روزمرهء ما كه در آن هيچ اميدى وجود ندارد و هر نوع فلسفه و دريافت مبنى بر الهيات ، تنها فرار از واقعيت فعلى ، يعنى هر آنچه كه هست ، مى باشد . » اولا از مباحث گذشته اثبات شد كه اين مطلب كاملا بىاساس و مبتنى بر بدبينى مطلق است كه از حالت خاص مغزى و روانى نويسنده سرچشمه گرفته است .
ثانيا فرض مى كنيم اين نوميدى مطلق در زندگى واقعيت دارد ، آيا تنها نتيجهء اين پديدهء خطرناك اينست كه « پس هر نوع فلسفه و دريافت مبنى بر الهيات ، تنها فرار از واقعيت فعلى ، يعنى هر آنچه كه هست ، مى باشد » آيا اين نوميدى ، همهء مكتبها و عقايدى را كه براى حيات بشرى و مبناى آن اصالت و واقعيتى را اثبات مى كند منتفى نمى سازد آيا بنا بر استدلال مورتى ، همهء مكتبها و تفكرات و عقايد براى فرار از واقعيت فعلى كه وى براى ساده لوحان آن را تلقين مى كند ، به وجود نيامده است آرى ، قطعا چنين است ، زيرا تلقين او براى مردم ساده لوح ، نوميدى مطلق در زندگى است و
[١] انديشههاى فرويد - ادگار پش ص ٩٢ .