ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٧ - چه موقعى عقول ناپديد شدهء عرب به خود آنان برگشت
المتهيّئ بقبول الخير ببقائه على الفطرة الأولى و بعده عمّا ينطبع في النفوس من قبيح العوائد و سوء الملكات فإنّ كلّ مولود يولد على الفطرة كما ورد في الحديث و قد تقدّم [١] ( فصل بيست و هفتم - در اين كه براى عرب ملك حاصل نمى گردد مگر بوسيلهء يك روش ( شكل و رنگ ) دينى از پيامبرى يا ولايت يا اثرى بزرگ از دين - علت اين مسئله اينست كه بجهت خوى و خلق توحش كه در آنان وجود دارد ، آنان سختترين امتها در اطاعت و تسليم بيكديگر هستند و بجهت خشونت و تكبر و بلندى همت و رقابت تضادانگيز در رياست كه در اين نژاد وجود دارد . در نتيجه كم اتفاق مى افتد كه ميل و رغبت آنان در يك موضوع اتفاق و اتحاد داشته باشد . در آن هنگام كه دين بوسيلهء نبوت و يا ولايت براى آنان مطرح گردد ، اين پديده يك عامل درونى براى آنان بوجود مى آورد كه باعث مى شود تكبر و رقابت تضاد انگيز از ميان آنان مرتفع گردد . در اين هنگام اطاعت و اجتماع آنان بيك شخص [ يا يك آرمان ] آسان مى گردد . علَّت برطرف گشتن خشونت و تكبر و نخوت از آنان ، سلطهء دينى است كه صفات مزبوره را كه معلول حسادت و رقابت تضاد انگيز مى باشند ، از بين مى برد . پس زمانى كه ميان عرب يك پيامبر يا ولى باشد كه آنان را به قيام به امر خداوندى برانگيزد ، اخلاق فاسد را از آنان سلب و به پذيرش اخلاق پسنديده وادارشان مى سازد و سخن همهء آنان را براى اظهار حق متّحد مى نمايد . در اين حال اجتماع آنان كامل مى شود و پيروزى و ملك براى آنان حاصل مى گردد ، و با اين حال آنان در پذيرش حق و هدايت ، سريعترين مردم هستند ، زيرا طبيعت آنان از عادات كج محفوظ و از اخلاق فاسد به دور است مگر خوى توحش كه به تحمل مشقت نزديك و آمادهء قبول خير است بجهت استمرار بر فطرت اوليه و دورى از كيفيات قبيح و عادات و ملكات بد مى باشد . زيرا هر انسانى بر مبناى فطرت زاييده مى شود ، همان گونه كه در حديث وارد شده است و ما آن را بيش از اين گفتهايم )
[١] مقدمه - عبد الرحمن بن خلدون ص ١٥١