ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٥ - هشت - لزوم اكتساب اخلاق فاضله
< شعر > چون تو جزو عالمى پس اى مهين كل آن را همچو خود دانى يقين چون تو برگردى و برگردت سرت خانه را گردنده بيند منظرت ور تو در كشتى روى بر يم روان ساحل يم را همى بينى دوان گر تو باشى تنگدل از ملحمه تنك بينى جوّ دنيا را همه ور تو خوش باشى به كام دوستان اين جهان بنمايدت چون بوستان اى بسا كس رفته تا شام و عراق او نديده هيچ جز كفر و نفاق وى بسا كس رفته تا هند و هرى او نديده جز مگر بيع و شرى وى بسا كس رفته تركستان و چين او نديده هيچ جز مكر و كمين طالب هر چيز اى يار رشيد جز همان چيزى كه مى جويد نديد چون ندارد درك جز رنگ و بو جملهء اقليمها را گو بجو گاو در بغداد آيد ناگهان بگذرد از اين سران تا آن سران از همه عيش و خوشيها و مزه او نبيند غير قشر خربزه گه بود افتاده در ره يا حشيش لايق سيران گاوى يا خريش خشك بر ميخ طبيعت چون قديد بستهء اسباب و جانش لا يزيد < / شعر > نمايش دوم
نمايش دوم - براى كسانى است كه با آن مقدار از اجزاء عالم هستى كه در ارتباط قرار مى گيرند ، از روابط و قوانين و ارزشهاى آن اجزاء نيز آگاهيهائى بدست مى آورند بديهى است كه دنيا براى اين گروه نمايشى اعلىتر دارد ، اين گروه هم نه از همهء سطوح و ابعاد واقعيات آن اجزاء و قوانين اطلاعى دارند و نه از ارتباط آنها با ديگر موجودات جهان هستى .
نمايش سوم
نمايش سوم - براى كسانى است كه با به فعليت رساندن استعداد گسترش من بر جهان هستى از راه تهذب و تصفيهء درون ، يك اشراف اجمالى به جهان هستى پيدا كرده و فروغ و جمال و عظمتى حيرتانگيز در آن مشاهده مى كنند .