ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٩ - نمايش چهارم
< شعر > باغها و سبزها در عين جان بر برون عكسش چو در آب روان آن خيال باغ شد اندر آب كه كند از لطف آن آب اضطراب باغها و ميوهها اندر دل است عكس لطف آن بر اين آب و گل است گر نبودى عكس ، آن سرو سرور پس نخواندى ايزدش دار الغرور اين غرور آنست يعنى اين خيال هست از عكس دل و جان رجال جمله مغروران بر اين عكس آمده بر گمانى كاين بود جنتكده مى گريزند از اصول باغها بر خيالى مى كنند آن لاغها چون كه خواب غفلت آيدشان بسر راست بينند و چه سود است از نظر باده در جوشش گداى جوش ماست چرخ در گردش اسير هوش ماست < / شعر > سه - جهانى با عظمتتر از جهان عينى در درون انسان نهفته است . اين مطلب از بيتى كه به امير المؤمنين عليه السلام منسوب است ، استفاده مى شود :
< شعر > أ تزعم أنّك جرم صغير و فيك انطوى العالم الأكبر < / شعر > ( آيا گمان مى كنى تو يك حبهء كوچكى هستى در حالى كه جهان بزرگتر در درون تو نهفته است ) بيت سوم از مولوى < شعر > ( از خود اى جزوى ز كلها مختلط فهم مى كن حالت هر منبسط ) < / شعر > قابل تطبيق به كلام امير المؤمنين عليه السلام است كه بالا آورديم . و بهر معنى كه اين رابطه را در نظر بگيريم ، فوق العاده با اهميت است . اصول ثابته اى كه از اين رابطه مى توان استفاده كرد ، بسيار مهم است . از آن جمله : - اهميت دادن بسيار شديد به سرمايههاى درونى انسانى و شناخت آنها كه جامعترين آنها خودشناسى است . و اين اصل در منابع اسلامى سخت مورد تأكيد است ، تا آنجا كه از پيامبر اكرم نقل شده كه آن حضرت فرموده است : من عرف نفسه فقد عرف ربَّه ( هر كس خود را شناخت خدايش را شناخت )