ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤١ - ثبات و دوام سنت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم
< شعر > تو جزئى و حق كل است اگر روزى چند انديشهء كل پيشه كنى كل باشى < / شعر > ولى اگر درست دقت كنيم ، خواهيم ديد انديشه بمعناى اصطلاح معمولى آن نيست كه عامل سازندهء شخصيت انسانى باشد ، بلكه اشتياق در حد گرايش و ستايش است كه مى تواند شكل دهنده ، بلكه سازندهء شخصيت باشد . البته ممكن است انديشه و تفكر را در اصطلاح اشخاصى مانند صاحبنظران فوق به نحوى تفسير كنيم كه مساوى حقيقت عشق و ايمان و گرايش بحدّ اعلى بوده باشد . هنگامى كه تمايل بحدّ گرايش مى رسد ، در حقيقت شخصيت آدمى طالب گرديدن و تبديل به آن حقيقت مى باشد كه مورد گرايش او قرار گرفته است . و بدانجهت كه هيچ حقيقتى شايستگى آن را ندارد كه شخصيت او به تمام معنى الكلمه و بطور كامل در جاذبيت او قرار بگيرد و تجلىگاه آن حقيقت باشد و مانند آهن تفتيده از آن حقيقت « رنگ و حرارت » بپذيرد ، جز خداوند كامل مطلق ، لذا شريك قرار دادن به خدا در گرايش و عشق و ايمان بهر چيزى جز خدا بزرگترين ظلم و خيانت ، بلكه جنايت غير قابل جبران بر شخصيت كمالگرا مى باشد . و اين كه خدا مى فرمايد : شرك ظلمى بزرگ است ، واقعاً چه ظلمى وقيحتر از آنكه انسان شخصيت خود را با گرايشها و عشقهاى بىاساس تباه بسازد . يك نكته را در اين مبحث در نظر مى گيريم و آن اينست كه اگر چه ممكن است شرك ، ظلم در بارهء خدا هم بوده باشد ، زيرا شرك كارى است بر خلاف مقام شامخ ربوبى ، ولى از آن جهت كه خداوند سبحان فوق آنست كه از طرف مخلوقاتش ظلمى به او وارد گردد همان طور كه خود فرموده است : ( وَما ظَلَمُونا وَلكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ) [١] ( و آنان بما ظلم نكردند ، بلكه آنان به خويشتن ظلم روا مى داشتند . ) لذا بنظر مى رسد مقصود از ظلم در آيهء شرك ، ظلم به خويشتن است .
ثبات و دوام سنت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم امروزها براى پوچ كردن هويت انسانى و بريدن او از هرگونه اصل و مبنا و ارزشى ،
[١] البقرة آيه ٥٧ و الاعراف آيهء ١٦٠ .