ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠١ - اگر چنين فرض كنيم كه شما از گناه و لغزشها محفوظ و مبرا هستيد ، باز نمى توانيد گناهان ديگران را بازگو كنيد و آنان را مورد مذمّت و استهزاء قرار بدهيد ، چه رسد باين كه خود به معاصى آلوده باشيد
مخفى بدارد . در يك مثال ساده چنين آمده است كه « بعضى از مردم تير چوبى بزرگ را در چشمان خود نمى بينند ولى كاه را در چشم ديگران مى بينند » بايد اين گونه مردم غافل از عيوب و نقائص خويشتن ، بجاى كشف عيوب ديگران و افشاى آنها ، بر اصلاح خويشتن بپردازند .
مطلب دوم
مطلب دوم - جرئت به كشف و افشاى لغزشها و خطاهاى انسانها خود گناهى است بزرگتر ، دليل اين مطلب روشن است ، زيرا گناهى را كه يك شخص مرتكب شده است ، ظلم بر خويشتن نموده و با توبه و انابه قابل جبران است ، در صورتى كه كشف و افشاى لغزشها و خطاهاى مردم ، ظلم بر ديگران است ( ناشى از پايمال ساختن حق انسانها است ) و منابع اسلامى بالصراحه حكم مى كند كه اين ظلم بخشودنى نيست ، به اضافهء ظلم بر انسانها ، معصيت خداوندى نيز در اين صورت وجود دارد ، زيرا غير از اين كه ظلم به يك انسان ، گناهى است ناشى از پايمال كردن حق يا حقوق او ، همچنين گناهى است كه ناشى از رفتار بر خلاف مشيت الهى در بارهء لزوم مراعات حقوق انسانها مى شود .
مطلب سوم
مطلب سوم - ذكر و افشاى عيوب مردم نه تنها در غير از موارد استثنائى موجب منتفى شدن آن عيوب نمى گردد ، بلكه ممكن است باعث لجاجت شخص داراى عيب و لغزش هم بوده و به انجام دادن خطا اصرار بيشتر بورزد . يكى از نويسندگان بسيار معروف در كشور ما نوشته است : روزى از يك روستا عبور مى كردم ، روستائى را ديدم كه چند رأس الاغ را مى برد و آن جانداران را زياد مى زد رفتم نزد او و گفتم : اين حيوانها كه مى روند چرا اينها را مى زنى مى گويد : وقتى من اين اعتراض را كردم [ نويسنده نمى دانسته است كه مى بايست آن عيب را با زبان قابل فهم براى روستا تذكر بدهد ] چند چوب ديگر حتى بآن الاغى كه بهتر از همه آن الاغها راه مى رفت ، زد ، و من از پيشنهاد و يا باصطلاح عيبجوئى خودم پشيمان شدم .
٩ - يا عبد اللَّه لا تعجل فى عيب أحد بذنبه ، فلعلَّه مغفور له ، و لا تأمن على نفسك صغير معصية ،