ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
مضطرب ، گناه آلود ، ترسناك و رقابتآميز وجود دارد يا نه ، انسان محكوم است بكلى طرز نگرشى متفاوت داشته باشد ، غافل از اين كه دنيا اغلب طرز نگرش سنتى را پذيرفته و از آن پيروى مى كند .
پاسخ - يك - اين كه مى گويد : ما مى گوئيم : همه چيزها را راجع به زندگى به ما بگوييد ، يعنى چه چيزهايى آن سوى تپهها و كوهستانها ، آن سوى زمين وجود دارد « مقصود مورتى از اين جملات اينست كه ما همهء واقعيات و حقائق راجع به زندگى را توسط معلمين ، شخصيتها ، كتابها و قديسانمان تغذيه مى شويم » اين سخن قطعا خلاف واقع است . زيرا انسانها اساسىترين اصول زندگى و شناخت خود را در بارهء انسان و جهان بوسيلهء حواس و تعقل با درجات مختلف به دست مى آورند . البته معلمان و شخصيتها و كتابها و قديسانمان ، قسمتى از وسائل انتقال حقائق به درون هستند . ولى كوشش خود آنان نيز بر مبناى اينست كه تعقل و درك و استعدادها و خلاقيت ما را به فعليت برساند . از طرف ديگر چگونه امثال اين نويسنده توجه ندارند كه همان گونه كه معلمان و شخصيتها و كتابها و قديسانمان واقعيات پشت پرده را براى ما مى فهمانند ، حقائق علمى مأخوذ از طبيعت را هم بدرون ما منتقل مى سازند . حال اگر منظور نويسنده اشخاص يا جوامع خاصى است كه با حواس بسته و عقول از دست رفته زندگى مى كنند ، بايد در بارهء آن اشخاص و جوامع و ركود حواس و تعقل آنان تحقيقات علمى همه جانبه اى را بدست بياوريم تا ببينيم مفهوم زندگى آنان چيست و علل و انگيزههاى آن كدام است دو - اگر ما نتوانستيم استناد زندگى همهء انسانها را به حواس و انديشه و تعقل اثبات كنيم ، اين كه هر جامعه اى براى خود انسانهاى آگاه و با فهم و شعور و علاقمند به طرز تفكرات علمى بدون تغذيه و تقليد از ديگران ، بطور بسيار فراوان دارد ، بديهىتر از آن است كه براى امثال مورتى پوشيده بماند .