ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٦ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
براى تفسير تضادها و خصومتها مرتكب تناقض مى شود . صفحهء ١٢ چنين مى گويد : « زيرا مى بينيم جهان اسير جنگهاى بىانتها شده است . جهان توسط سياستمدارانى كه هميشه در حال جستجوى قدرت هستند ، هدايت مى شود . جهان ، جهان وكلاء ، پليسها ، سربازان ، و زنان و مردان جاه طلبى است كه همگى خواستار مقام هستند و بر سر كسب آن با يكديگر به جنگ و دعوا و مجادله مى پردازند » با اين كه عبارت ص ٣٣ كتاب « رهايى از دانستگى » علت خشونت را به طور عام معلول ايمان معرفى كرد . عبارت فوق ( ص ١٢ از كتاب نارضايتى خلاق ) علت را جاه طلبى و مقام پرستى قدرتمندان قرار داده است . هر يك از دو عبارت فوق باصطلاح منطقى علمى علت منحصر بدبختى بشرى را مطرح مى كند . در صورتى كه هيچ علت منحصر براى يك معلول ، امكان دخالت علت ديگر را در تأثير در آن معلول نمى گذارد . و اگر نويسنده بگويد : من مجموع هر دو را عامل بدبختىها و خصومتها مى دانم ، نه اين كه هر يك را علت مستقل بدانم . در اين صورت او بايد با يك تحليل علمى دقيق ، سهم هر يك از دو عامل را بيان كند ، تا انسانهاى مصلح بفهمند كه براى بر طرف ساختن اين همه شر و ناگواريها چه بايد كرد زيرا بعيد به نظر مى رسد كه او بىاساس بودن كلىگويى و اين كه كلىگويى هيچ دردى را تاكنون دوا نكرده است ، درك نكرده باشد و اگر مورتى حد اقل از تاريخ سرزمين بزرگ خود اطلاعى داشته باشد ، مى داند كه در سرودهاى وداها و اوپانيشاد و ديگر آثار فرهنگى آن سرزمين چه كلى گويىهاى جالبى وجود دارد . مى بايست اين گونه نويسندگان بدون درهم آميختن مسائل و پيچيده تر ساختن آنها ، به تحليل دقيق بنشينند و هم علت درونى تخاصمها و تضادها را با روش علمى بدست بياورند و چارهء آنها را مطرح كنند و هم علت برونى آنها را كه بقول خودشان قدرت پرستان خودكامه و ستمگر مى باشد . آنان مى بايست به جاى توصيه به تخليه مغزها به طور مطلق [ كه به بستن درهاى مغز حتى به سخنان خود مورتى و امثال