ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٩ - اگر چنين فرض كنيم كه شما از گناه و لغزشها محفوظ و مبرا هستيد ، باز نمى توانيد گناهان ديگران را بازگو كنيد و آنان را مورد مذمّت و استهزاء قرار بدهيد ، چه رسد باين كه خود به معاصى آلوده باشيد
حيات با كرامت و شرف و آبرومندانه او با خطر سقوط مواجه مى شود . اين قضيه در تفسير آيهء مربوط ( آيه ١٢ از سورهء الحجرات ) مطرح خواهد شد .
اگر چنين فرض كنيم كه شما از گناه و لغزشها محفوظ و مبرا هستيد ، باز نمى توانيد گناهان ديگران را بازگو كنيد و آنان را مورد مذمّت و استهزاء قرار بدهيد ، چه رسد باين كه خود به معاصى آلوده باشيد .
در سخنان امير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه كه اينك توفيق تفسير آن را ، عنايات خداوندى نصيب فرموده است ، مطالبى آمده است كه اگر بشريت به آنها مقيد باشد ، قطعا بآن شكوفائى اخلاق مى رسد كه از تاريخى كه در پشت سر گذاشته است ، پشيمان مى گردد . ولى متأسفانه بجهت غلبهء ماشين ناآگاه بر زندگى انسانها و سلب آزادى آنان از يك طرف ، و انواع تخديرهايى كه براى ناهشيار نگاه داشتن بشريت در جريان است ، از طرف ديگر ، نه تنها اخلاق والاى انسانى را از وى سلب نموده بلكه حتى تبليغات فراگير براى لذتپرستى و مصرفگرايى ، انسان را از اين كه با خويشتن آشنا شود ، جلوگيرى نموده چه رسد باين كه برگردد و تاريخى را كه پشت سر خود گذاشته است ، بررسى نمايد و درسهايى آموزنده از آن فرا بگيرد . بهر حال در سخنان مورد تفسير امير المؤمنين عليه السلام ، مطالبى وجود دارد كه آنها را بطور مختصر متذكر مى شويم : مطلب يكم - لازم است كه همهء انسانها ، آن قسمت از مردمانى را كه به لغزش افتاده و مرتكب خطا مى گردند ، مورد ترحم قرار بدهند ، و از اين كه عضوى يا اعضائى از پيكر جامعه مختل و مجروح است ، احساس تلخى و ناگوارى نمايد ، زيرا قطعى است كه اعضاى پيكر جامعهء مجموعهء واحدى را تشكيل مى دهند كه در همديگر تأثير و از يكديگر متاثر مى گردند .
مطلب دوم - بدانجهت كه غير از معصومين عليهم السلام ( انبياء و ائمه ) هيچكس فوق خطا و لغزش نيست ، لذا آدمى با توجه به نقص و عيب خود ، اگر خردمند و هوشيار