ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٤ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
اثبات اين كه هدفگيرى در زندگى ، بايد لذت بوده باشد ، كمترين دليلى نياوردهاند ، جز اين كه لذت خوشايند انسان است . اينان در مقابل اين واقعيت كه هيچ لذت مشروع و قانونى نيست مگر اين كه درد و رنجهايى را يا در مقدمات خود دارد و يا در دنبال خود مى آورد ، هيچ مطلب قابل توجه ندارد . مورتى خودش اگر تحصيلات علمى داشته است ، بهتر از همه مى دانسته است كه بدون تحمل رنج ، بدست آوردن حقايق علمى امكانپذير نيست . آرى ، زندگى خوشىها و نشاطهايى هم دارد يقينى است كه مورتى در زندگى خود از نوشتن اين كتابها ( اگر آگاهانه و آزادانه نوشته باشد ) چقدر لذت برده است ، زيرا در مغز خود ، تصور مى كرده است كه براى بشريت خدمت انجام مى دهد آيا گذار مورتى به زيبا و زيباييها هم افتاده بود يا همواره زشتىها و عوامل وحشت را مى ديده است پنج - مى گويد : « از ناشناخته نيز مى ترسيم يعنى از مرگ و از هر آنچه كه ماوراى فردا قرار مى گيرد ، دچار وحشت مى شويم . » يك : - اين مطلب همان مقدار ارزش دارد كه گفته شود : « ما از داخل شدن به يك باغ كه آن را تاكنون نديده بوديم مى ترسيم » اين يك قضيه علمى نيست ، بلكه يك احساس ابتدايى عام است كه اگر بشر مى خواست به اين گونه احساسهاى عام اعتنا كند ، مبتلا به بيمارى ناتوانى و زبونى و به اصطلاح معمولى دچار « بزدلى » گشته ، در همان دوران اوليهء حيات ، در روى زمين به زندگى خود پايان مى داد ، ولى اين كه مى بينيم بشر با موفقيتهاى روز افزون و با گسترش ابعاد وجودى خود در اين كيهان بزرگ دائما در حال پيشرفت بوده و ميليونها كارهاى مثبت از خود بروز داده است ، كشف مى كند كه ترس و هراس ابتدايى نمى تواند و نبايد بتواند از پيشرفت تكاملى بشر جلوگيرى به عمل بياورد . آنچه وحشتناك است ، خود طبيعى انسان است كه شهرت پرستى و لذتجويى و خودكامگىهايش حاضر است ، همهء حقوق انسانها را پايمال كند و براى بدست آوردن