ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٨ - قرآن تجلىگاه خداوندى
هر فرد و جامعه اى كه بخواهد از يك حيات پويا و هدفدار برخوردار شود ، با چنين فرهنگى مى تواند . از طرف ديگر مى بينيم اين فرهنگ در هر دوره اى از تاريخ و جوامع اسلامى ، در آن هنگام كه از سلطه و سيطره طواغيت و قدرتپرستان خودكامه نجات پيدا كرده بمقتضاى نيروى ذاتى خود جوشيده و مدينهء فاضلهء نسبى را اگر چه از يك يا چند بعد بوجود آورده است .
٨ ، ١١ - فتجلَّى لهم سبحانه فى كتابه من غير أن يكونوا رأوه بما أراهم من قدرته و خوّفهم من سطوته ، و كيف محق من محق بالمثلات ، و احتصد من احتصد بالنّقمات ( پس خداوند سبحان در كتاب خود براى آنان تجلى كرد ، بدون اين كه او را ببينند - بوسيلهء ارائهء قدرتش و بيمناك ساختن از قدرت و سطوتش و با نشان دادن اين كه چگونه بوسيلهء كيفرهاى اعمال زشت اقوام گذشته ، آنان را نابود ساخت و با عذابهاى سخت مزارع هستى آنان را درو كرد و از بين برد . ) قرآن تجلىگاه خداوندى درست است كه مردم با بعثت پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم خدا را با چشم سر نديدند و اين يك امر محال است ، ولى كلمات خداوندى در قرآن مجيد ، تا آنجا كه مردم بتوانند از استعداد خدايابى خود استفاده كنند . خدا را براى آنان قابل شهود ساخت .
كلمات علياى خداوندى علم و قدرت و ديگر صفات جمال و جلال كبريايى را قابل دريافت نمود . اين كلمات خبر از هستى و جريان آن را داد كه هيچ مخبرى جز خالق آن هستى نمى تواند چنين خبرى از هستى بدهد . واقعيات را آن چنان روشن ساخت كه با هيچ وسيله و ابزارى نمى توان به آنها رسيد . انسان را در همهء ابعاد و سطوح و استعدادها و سرمايه هايى كه دارد و به كدامين فعليتها و كمالات مى تواند برسد ، چنان بيان فرمود كه فروغ ربانى حاصل از معرفت انسان بدانگونه كه خدا طرح فرموده است ، براى هر انسان