ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٣ - احتمال توبه و بازگشت به سوى خدا ، مانع از عيبجوئى و عيبگوئى است
( لَحْمَ أَخِيه مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوه وَاتَّقُوا الله إِنَّ الله تَوَّابٌ رَحِيمٌ ) [١] ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد از گمانهاى فراوانى اجتناب كنيد ، زيرا بعضى از گمانها معصيت است و تجسّس و ماجراجويى مكنيد و هيچ يك از شما غيبت ديگرى را نكند .
آيا از شما كسى هست كه گوشت برادر خود را بخورد [ شما از خوردن گوشت برادر خود ] كراهت داريد ، به خداوند تقوى بورزيد و قطعا خداوند پذيراى توبه و مهربان است ) در حقيقت كسى كه عيب و نقص يك انسان را كه كرامت و حيثيت خدادادى خود را مختل نساخته است ، جستجو و كشف و افشاء مى كند ، حيات با كرامت و حيثيت او را نابود مى سازد و لذا خداوند متعال تعبير مرده فرموده است . يعنى انسانى كه پردهء شرف و كرامت انسانىاش دريده مى شود ، در حقيقت مانند مرده ايست كه كشنده اش آن عيبجوى عيبگو است . نكتهء ديگرى كه در تعبير « ميته » ممكن است وجود داشته باشد ، بىاختيار بودن شخص مورد غيبت است ، يعنى همان گونه كه مرده اراده و قدرت و اختيار دفاع از خود را ندارد ، همچنان شخصى كه در غياب او شرف و آبرويش ريخته مى شود و او نمى تواند از خود دفاع كند .
امّا احاديث كاملًا صحيح و معتبر در ممنوعيت غيبت و بطور كلى در ممنوعيت مجروح ساختن كرامت و شرف و حيثيت انسانى و ريختن آبروى او ، بقدرى فراوان است كه جايى براى كوچكترين ترديد در حرمت شديد اين نابكارى نمى گذارد . امام صادق عليه السلام انگيزههاى غيبت و بدگوئى را ده نوع فرموده است . روايت چنين است : الغيبة تتنوّع عشرة أنواع : شفاء غيظ ، و مساعدة قوم ، و تصديق خبر بلا كشف ، و تهمة و سوء ظنّ ، و حسد ، و سخريَّه ، و تعجُّب و تبرُّم ، و تزيُّن [٢]
[١] الحجرات آيه ١٢
[٢] نقل از منهاج البراعة و مكاسب - شيخ مرتضى انصارى - تحريم غيبت و الانوار النعمانية - سيد نعمة الله جزايرى نقل از منهاج البراعة .