ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨١ - ترجمهء خطبهء صد و چهل و ششم
جامعه ، در يك دوران ، يا در دوران ديگر ) مشاهده مى كنيم - و اين تحول نسبى مستند به زمامداران خودسر و جاه طلب و خودكامه نمى باشد .
٢ - پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم و ياران او در آن زمان كه اقدام به اشاعهء اسلام نمودند نه شمشيرى قابل توجه داشتند و نه قدرت و قوه اى كه بتواند آن موانع آهنين را برداشته و به حركت خود ادامه بدهد ، همه مى دانند كه شمشير و قدرت در آن زمان دردست دو امپراطور بزرگ ايران و رم بوده است .
٣ - تاريخ بشرى چنگيزها و نرونها و تيمور لنگهاى زيادى ديده است كه بيشترين و برانترين شمشيرها و بزرگترين قدرتهاى دوران خود را در اختيار داشتند ، با اين حال نتوانستند كمترين اثر عقيدتى در مردم به وجود بياورند .
٤ - شما چند ورقى از تاريخ بزنيد با اين واقعيت روبرو خواهيد گشت كه مغول با شديدترين خشونت و وحشىگرى به جوامع اسلامى تاخت و تاز كرد و چنان كشتار و ويرانگرى در آن جوامع به وجود آورد كه تاريخ نظير آن را سراغ نداشت ، و بزرگترين قدرت آن دوران و تيزترين شمشيرها را در اختيار داشت ، ولى مدتى طولانى نگذشت كه همين مغول مسلَّط و شمشير به دست ، اسلام را پذيرفت و در اشاعه و پيش برد فرهنگ و تمدن اسلام ، شركت جدى نمود . بنا بر اين ، ابراز اين كه اسلام به زور شمشير پيش رفته است ، مخصوصا در زمان ما كه تاريخ صدر اسلام همه سطوح و ابعاد خود را آشكار نموده و جاى ابهام و تاريكى در آنها نمانده است ، اگر مستند به مزدورى و عمل به سفارشات نباشد و اگر مستند به ترس از دست دادن جاه و مقام و شهرت و ثروت نباشد ، و اگر مستند به خودنمايى بوسيلهء رويارويى با حق و حقيقت نباشد و اگر مستند به بىاطلاعى و جهل نباشد ، قطعى است كه ناشى از تعصب كورانه است كه خورشيد را مى تواند منكر شود - بگذاريد اين نابخردان در لابلاى ظلمانى حالت جنينى خون بياشامند و لذت هم ببرند . اگر احتمال داديد كه ممكن است گوش بدهند ، براى فهميدن وضع