ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٠ - آرى ، چنين است مختصات روزگار بنى أميه و بنى أميه صفتان
همهء ضررها و تلخىها و ناگواريها مربوط به ديگران است و اين كه بيمارى يا مرگ سراغ مرا بگيرد ، قطعا مرتكب اشتباه و خطا بوده و مورد اصلى خود را گم كرده است منم كه اگر نتوانم يا نگذارند همان آرزويم را عملى كنم كه هم مكتب من نرون در دل داشت : « كاش همهء مردم يك گردن داشتند و من آن را با يك ضربهء شمشير مى زدم . » گردن همهء مردم را يكباره بزنم . حتماً مظلوم واقع شدهام ، اى مردم ، اى ستارگان ، اى كهكشانها ، و بطور كلى اى كيهان بزرگ ، داد مرا از آن موانع بگيريد كه مرا مظلوم كردند و نگذاشتند همهء مردم را براى لذت احساس سلطه گرى با يك ضربه بكشم وقتى كه مغز گردانندگان يك جامعه پر از اين امواج شعلههاى تباه كننده باشد ، قطعى است كه حق زير پرده هايى ظلمانى تمايلات حيوانى پوشيده خواهد ماند و همهء فضاى جامعه را باطل تحت پوشش خود قرار خواهد داد . دروغ بستن به خدا و رسول او شايعترين سخنان خواهد بود . قرآن را به دلخواه خود تفسير و تأويل خواهند كرد . . . اين يك جريان كاملًا طبيعى است و ناشى از قانون عام عليت است كه فراگير همهء شئون فردى و اجتماعى بشريت است .
١٨ ، ٢٥ - فقد نبذ الكتاب حملته و تناساه حفظته : فالكتاب يومئذ و أهله طريدان منفيّان ، و صاحبان مصطحبان فى طريق واحد لا يؤويهما مؤو . فالكتاب و أهله فى ذلك الزّمان فى النّاس و ليسا فيهم ، و معهم و ليسا معهم لأنّ الضّلالة لا توافق الهدى و إن اجتمعا ( در آن زمان آنانكه كتاب الهى را با خود داشتند و به آن معتقد بودند آن را دور خواهند انداخت و حافظانش آن را فراموش خواهند كرد [ يا خود را به فراموشكارى خواهند زد ] در آن موقع ، كتاب و مدافعان و معتقدان و عمل كنندگان بآن مطرود و مهجور از جامعه گشته و دو همدم در يك مسير خواهند بود كه هيچ بآن دو پناه نخواهند داد . در آن روزگار كتاب خداوندى و معتقدان و عمل كنندگان بآن ، در ميان مردم ، ولى از آنان نخواهند بود ، و با آنان ديده خواهند شد ، ولى با آنان نيستند ، زيرا