ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
< شعر > دگر باره شود پيدا جهانى بهر لحظه زمين و آسمانى اگر يك ذره را برگيرى از جاى خلل يابد همه عالم سراپاى < / شعر > البته احتمال مى رود كه مضامين اين گونه مطالب از ذهن اين نويسندگان دور باشد .
اشكال ديگر كه به سخن مورتى وارد است ، اينست كه اگر « ما نسبت به طبيعت كلى فرايندهاى تفكر خويش جاهل و نادان هستيم ، پس با كدامين منطق علمى ، اين نويسنده در كتابهاى خود آن همه ادعا و استدلال و توصيف براه انداخته است در مقدمه كتاب « رهائى از دانستگى » ص ١٣ از سطر ١ تا سطر ٩ اين جمله تناقض انگيز هم از سخنان مورتى نقل شده است : « از طريق تمركز و محدود كردن توجه براى ديدن كار تفكر ، معلوم مى شود كه فكر يك فرايند مادى است كه در درون انسان و بطور كلى در مغز و سيستم عصبى او در جريان است . » شما ابتدا اين جمله را كه نقل كرديم و سپس جمله اول او را كه مى گويد : « ما نسبت به طبيعت كلى فرايندهاى تفكر خويش جاهل و نادان هستيم » در نظر بگيريد . اگر اين جمله « فكر يك فرايند مادى است كه در مغز و سيستم عصبى او در جريان است » يك قضيه روشنى را بيان مى دارد ، نتيجه اش اينست كه ما مى دانيم كه فكر يك فرايند مادى است ، در صورتى كه اين جمله « ما نسبت به طبيعت كلى فرايندهاى تفكر خويش جاهل و نادان هستيم » لازمه اش اينست كه ما حقيقت فكر را نمى دانيم ، زيرا اگر حقيقت فكر را مى دانستيم ، معلومات آن را نيز كه فرايندهاى آن مى باشند مى شناختيم ، زيرا اين يك قانون ثابت شده است كه علم به علت بطور لازم و كافى مستلزم علم به معلول است از آن جهت كه معلول آن علت است .
٢ - در صفحه ١٤ از سطر ١٩ تا سطر ٢١ چنين مى گويد : « به عبارت ديگر انسان توجه خود را معطوف مى كند نسبت به همه آن چيزى كه در حال رخ دادن و در رابطه با تلاش علمى تفكر كه سرچشمه تضمين كننده بىنظمى كلى و عمومى است » پاسخ : يك - شگفتآور است كه نويسنده اين كتاب در كتابهاى خود ، مخصوصا