ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٩ - يك - بدانجهت كه سياست مديريت و توجيه انسانها را بعهده مى گيرد ، بالضروره بايد انسان را كه موضوع كار آن است ، بمقدار لازم بشناسد
شرق و غرب زمين نه بطور استثنائى ، بلكه بطور اقليت هستند كه نجات بشر را از بلاى نابود كنندهء لذت پرستى ( هدونيسم ) و منفعتگرايى ( يتيليتاريانيسم ) كه انسان امروز را به بدتر از دندانههاى ماشين ناآگاه در آورده است ، در آن اصول ثابته مى بينند . بطور كلى بايد گفت : از آن هنگام كه اصول ثابتهء سياسى « آن چنانكه بايد » مواجه با بىاعتنائى و شكست شده است ، عقب گرد بشر از نظر اصول عالى انسانى به دوران ما قبل غارنشينى شروع شده است . ما پيش از بيان نتائج شكست خوردن اصول ثابته ، مقدارى از آنها را بيان مى كنيم :
يك - بدانجهت كه سياست مديريت و توجيه انسانها را بعهده مى گيرد ، بالضروره بايد انسان را كه موضوع كار آن است ، بمقدار لازم بشناسد .
از همين جا است كه مى توان گفت صدمه اى كه بشريت از سياستهاى جاهل به انسان به خود ديده است ، از هيچ عاملى مشاهده نكرده است . اين كه گفتيم : « بمقدار لازم » براى اينست كه شناخت بشر به حد كافى نه تنها كار سياستها و سياستمداران نيست ، بلكه كار بزرگترين صاحبنظران علوم انسانى هم نيست . چه بايد كرد در برابر آن طرز تفكر كه مى گويد : انسانها در عرصهء سياست ، از ديدگاه سياستمداران مانند مقدارى تخته پاره و چند عدد ميخ و آهن پاره و ديگر اجزايى كه براى ساختن اطاقك مصنوعى به درد مى خورد ، تلقى ميشوند . بنا بر آنچه كه در سياستهاى معمولى واقعاً مطرح نيست ، خود انسان است كه مورد مديريت و توجيه قرار مى گيرد . اين كه نوع بشريت با همهء تسلطى كه بر طبيعت پيدا كرده و با آن تكنولوژى پيشرفته كه واقعاً شگفت انگيز است ، در بارهء انسان و شناخت و توجيه او عقبنشينى كرده است ، مربوط به همين علت است كه متذكر شديم . مطلبى در اين موضوع از افلاطون نقل شده است كه بسيار مفيد است . او با كمال صراحت مى گويد : « نادانى و عدم صلاحيت سياسيون موجب لعنت و بدبختى دموكراسى گرديد صنعتگران لااقل آگاه به فن خود مى باشند ، ولى سياسيون هيچ بلد نيستند مگر فن پست و فرومايهء