ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٣ - مورد دوم
ته نشين شدهاند ] نتواند خود را آزاد كند ، چنين انسانى توانائى حركت در اين زندگى را ندارد ، چه رسد به اين كه به تكاپوى مسابقه در خيرات و كمالات موفق گردد . آيات قرآنى اين معنى را در آيات مربوط به توبيخ اقوام و مللى كه تكيه به عقايد گذشتگان خود مى كردند ، در چند مورد بيان كرده است . پس انسان ساخته شده يا انسانى كه مى خواهد در اين زندگانى ساخته شود ، همواره بايد با واقعيات و حقائق در ارتباط باشد ، خواه امروز به وجود آمده باشند يا هزاران سال پيش .
مورد دوم - بدعت بمعناى به وجود آوردن قضيّه اى بىسابقه در بارهء حقيقتى ، در صورتى كه آنچه در بارهء آن حقيقت بوسيلهء عقل سليم يا دين الهى اثبات شده است ، در گذشته بيان شده و گذشت زمان و بروز عوامل گوناگون نتوانسته است حكم عقل سليم و دين الهى را در بارهء آن حقيقت اصيل و ريشه دار متزلزل بسازد ، بلكه حتى عوامل مزبور واقعيت و استحكام آن را بيشتر آشكار ساخته است . بعنوان مثال : حقائقى كه در اصول و عقائد اسلامى وجود دارد ، مانند توحيد و صفات خداوندى و نبوت و معاد و مسئلهء زمامدارى و همچنين احكام فقهى و اخلاقى و جهانبينى كه بطور كلى اثبات شده است ، همهء آنها با نظر به فطرت اصلى انسانها در ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خويشتن ، ارتباط انسان با خدا ، ارتباط انسان با جهان هستى و ارتباط انسان با همنوعان خود ) ثابت بوده و قابل دگرگونى نيستند ، مگر آنچه كه راجع به موضوعات و احكام ثانويه مى باشد .
در مقابل اين حقائق ثابت و اصيل هر بدعت حادثه خلاف واقع بوده و بايد از بروز آنها به شدت جلوگيرى كرد و در صورت بروز بايد بهر نحوى است استمرار آن را قطع نمود .
بعنوان مثال در مقابل لزوم اعتقاد به خدا ، انكار يا تردد در وجود خدا و يا عدم اعتقاد به وجود آن ذات اقدس ، بدعتهايى است كه بايد بهر نحوى كه ممكن است با آنها به مبارزه پرداخت . و همچنين ديگر مسائل اصولى و فقهى و اخلاقى مانند وجوب ارتباط با خدا بوسيلهء عبادات ، تنظيم مسائل اقتصادى جامعه و قواعد اخلاقى مانند « هر كارى بايد از