ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٠
دو - وجدان اخلاقى ٣٠٤ سه - دريافت حقيقى وحدت يا اشتراك همهء افراد مردم در اصول و مختصات جسمانى ، روانى ، و روحانى ٣٠٥ چهار - احساس و انجام تكليف مستند به مطلوبيت ذاتى آن ، نه در مجراى سوداگريهاى خودخواهانه ٣٠٥ پنج - مراعات جدى ارزش هدف وسيله ٣٠٥ ٥ - اصول ثابتهء اخلاق در قلمرو انسان « آنچنانكه بايد و شايد » ٣٠٦ نخستين ريشهء ثابت و اساسى اخلاق ، از دين كلى الهى بر مى آيد ٣٠٦ دومين ريشهء ثابت و اساسى اخلاق از وجدان ناب بشرى سرچشمه مى گيرد ٣٠٧ هر كس مسئول كار خود و بار هر كسى مطابق توانايى اوست ٣٠٨ تا ديروز با شما ، امروز عبرتى براى شما و فردا از شما جدا ميشوم و مى روم ٣٠٩ عوامل بقاء حيات ما همانند سايهها و ابرها و بادهايى است كه در حركت رو به فنا است ٣١٠ روزگارى بدن من با شما همسايه بوده است ٣١١ من از شما جدا مى شوم و به ديدار خدايم مى روم ٣١٣ فردا كه من از ميان شما رخت بربستم ، مرا خواهيد شناخت ٣١٥ متن خطبهء صد و پنجاهم ٣١٧ ترجمهء خطبهء صد و پنجاهم ٣١٨ خطبه اى است از آن حضرت ، در اين خطبه اشاره به فتنهها فرموده و مردم گمراه را توصيف مى نمايد ٣١٩ گمراهى و گمراهان ٣٢٠ تفسير عمومى خطبهء صد و پنجاهم ٣٢١ نه راست و نه چپ ، بلكه راه راست كه همان صراط مستقيم است ٣٢١ دربارهء آنچه كه خواهد رسيد شتابزده نباشيد و دير تلقى نكنيد و آنچه را كه فردا خواهد رسيد ٣٢٢ انسانى كه وابسته بما است ، در طول فتنهها ، با كمال آرامش تلاش خود را در انجام وظيفه بجاى مى آورد ٣٢٤ در آن هنگام جمعى از مردم با ايمان چشمانشان با قرآن نورانى ، و گوشهايشان آشنا با تفسير ، و جام حكمت را شامگاهان و صبحگاهان سركشند ٣٢٥ خداوند مهلت ميدهد و تبهكاران به نهايت رسوايى ميرسند و دگرگونى آغاز ميگردد ٣٢٨ شهادت بلى ، خودكشى نه . جهاد و تكاپو در راه خدا بلى ، تلاش بيهوده و بىنتيجه ، نه ٣٢٩ رنگ سرخ خون هرگز جوهر شمشير و انسانهاى رشد يافته و هدف فعاليت آن را نمى پوشاند ٣٣٠