ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٣ - داستان شورى
< شعر > دل گفت مرا علم لدنى هوس است تعليمم كن اگر ترا دسترس است گفتم كه : الف ، گفت دگر هيچ مگوى در خانه اگر كس است يك حرف بس است < / شعر > با اين حال ، خداوند متعال نه تنها در ٢٤٢ مورد ، مردم را به تقوى توصيه مى فرمايد ، بلكه در صدها مورد ديگر ، لزوم اتّصاف به ساير صفات شايسته انسانى و اخلاق فاضله را اكيداً تذكر مى دهد ، باز مى بينيم ، اكثريت بسيار چشمگير مردم ، از اين تشويق و تحريك و دستور و توصيه برخوردار نمى شوند ، به اضافهء اين كه در مقدارى فراوان از آيات مربوطه مطالبى آورده شده است كه در آنها دلائل و شواهد حسّى و عقلى براى اثبات مطلوبيت تقوى و قبح ضد تقوى ارائه شده است ، معذلك كميابترين مردم ، انسانهاى با تقوى هستند . از اينجا روشن مى شود كه علت محدوديت افرادى كه در دور امير المؤمنين عليه السلام جمع شده بودند ، چه بوده است و به چه دليل آن بزرگوار در اين دنيا تنها مى زيست برگرديم به تفسير سخنان آن حضرت .
لن يسرع أحد قبلى إلى دعوة حقّ ، و صلة رحم ، و عائدة كرم . فاسمعوا قولى ، و عوا منطقى ، عسى أن تروا هذا الأمر من بعد هذا اليوم ينتضى فيه السّيوف ، و تخان فيه العهود ، حتّى يكون بعضكم أئمّة لأهل الضّلالة و شيعة لأهل الجهالة [ مراجعه فرماييد به ترجمهء همين خطبه ] داستان شورى شارح معتزلى ( ابن ابى الحديد ) اين داستان را در دو مورد آورده است : مورد يكم - شرح خطبه شقشقيه - مجلد يكم از ص ١٨٥ تا ص ١٩٦ مورد دوم - مجلد نهم از ص ٤٩ تا ص ٥٨ در اين دو مجلد مطالب متنوعى آمده است كه نياز قطعى به بحث و تحليل مشروح دارد . و هر محقق و صاحبنظرى كه