ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٤ - شناخت رشد نخست با تبلور ضد آن در مردم پست و سپس جستجوى آن از خود اهل رشد و كمال
رها مى كند ، حق و باطل هيچ معنايى براى او ندارند ، زشت و زيبا براى او مفهوم خود را از دست مى دهند . ارزشها در نزد او هيچ اعتبارى ندارند . عهد و پيمان هيچگونه قداستى براى او نشان نمى دهد . با توجه باين جريانات ضد وجدان و عقل و فطرت اولى ، مى فهمد كه رشد يعنى چه كسى كه به نعمت عظماى رشد نائل گشته است ، چه هويتى پيدا كرده است . همچنين براى شناخت عمل به پيمانهاى كتاب الهى كه خداوند سبحان براى تحريك انسانها در مسير « حيات معقول » و قرار دادن آنان در ميدان مسابقه در خيرات و كمالات ، مطرح فرموده است ، نخستين قدم شناخت آن انساننماهاى ناپاك است كه آن پيمانها را شكسته و زير پا گذاشتهاند و در نتيجهء اين پيمان شكنى به چه سيه چالهايى سقوط كردهاند ، ديگر نه چشمى در آنان مانده است كه ببينند و نه گوشى كه با آن بشنوند و نه عقلى كه بوسيلهء آن درك كنند و نه قلب و وجدانى كه به راهنمايى آن ، راه رشد و كمال را پيش بگيرند .
مرحلهء بعدى - توجه و تجربه و بررسى و تحقيق در بارهء خود اشياء است . يعنى وقتى كه از آلودگىها و پليدىهاى مردم فاقد رشد و فاقد علم ، نتائج بىرشدى و جهل را فهميديم ، بايد برويم بسراغ شناخت حقيقت خود رشد و علم . در اين مرحله تكاپوى ما در سطوح و ابعادى مختلف در بارهء رشد شروع مى شود ، مانند درك عوامل اوليهء رشد ، موانع بوجود آمدن آن عوامل ، مقدمات و شرايط گوناگون رشد ، مراتب و درجات آن ، نتائج با عظمت آن كه موجب اعتلاى ذاتى فرد و ابعاد مختلف وجودى او در ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوعان خود ) مى گردد .