ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - ثبات و دوام سنت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم
دستهايى در كار است كه گويى سوگند الزامآورى ياد كردهاند كه تا انسان و انسانيت را از پاى در نياورند ، آرام نشوند اينان به چند گروه تقسيم مى گردند كه ما بعضى از آنها را متذكر مى شويم .
گروه يكم - سلطه گران خودكامهء جوامع هستند كه معمولا براى ادامهء سلطه گريها و زورگويىهاى خود ، همه چيز را وسيله تلقى نموده و بخود اجازه مى دهند همان گونه كه با شمشير برّان ميليونها انسانها را به خاك و خون بكشند ، با سلاح فريبكارى و زرنمايى و مس فروشى درون انسانها را از هر گونه انديشه و ايده ئولوژى كه مخالف آنان مى باشد ، تهى كنند و با اين كار ويرانگرانه بساط انسانيت و انسان را از روى زمين برچينند . در اين دورانها گروه اصلى همين دنياپرستان خودكامه مى باشند .
گروه دوم - خودخواهان متفكرنما كه براى به نمايش گذاشتن خود در صحنهء جوامع ، بازى با هر اصل و قانون ثابت را براى اثبات آزادىگرايى و نوآورى خود ، به عهده مى گيرند . اينان كه با يك شخصيت « مجازى » بلكه با يك « من دروغين » در اين دنيا زندگى مى كنند ، ارزش و عظمت شخصيت ديگران هيچ اعتبارى براى آنان ندارد ، تا انسان و انسانيت را بفهمند و از آن دفاع نمايند .
گروه سوم - جمعى هستند كه از علم و معرفت بآن مقدار بهره ندارند كه توانايى تشخيص حق و باطل را داشته و فريب زرنمايان مس فروش را نخورند . اينان همان مردمانى هستند كه همواره تحت تأثير انگيزههاى بىاساس « خود طبيعى » خويش و ارادههاى اقوياى روزگار خود مى باشند . گروه دوم مى توانند واسطه هايى با چهرههاى عالمنما ، گروه سوم را بصورت وسيله هايى براى گروه يكم در آورند . اما تكليف گروه يكم و سوم كاملًا روشن است ، زيرا براى گروه يكم با طبيعت ثانويه اى كه با سلطه گرى و خودكامگى براى خود بوجود آوردهاند ، نه حقى مطرح است و نه باطلى ، نه زشتى براى آنان مفهومى دارد و نه زيبايى ، براى آنان نه ثابتى معنى مى دهد و نه متغيرى . آنچه كه