ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٧ - ترجمهء خطبهء صد و چهل و پنجم
ترجمهء خطبهء صد و چهل و پنجم خطبه ايست از آن حضرت : زوال دنيااى مردم ، جز اين نيست كه شما در اين دنيا هدف تيرهاى مرگيدبا هر جرعه اى كه از اين دنيا مى نوشيد اندوهى است گلوگيرو در هر لقمه اى كه از آن مى خوريد ، ناگواريهايى است شديدبه هيچ نعمتى از اين دنيا دست نمى يابيد مگر با از دست دادن نعمتى ديگرو هيچ كسى از شما روزى عمر نمى كند مگر اين كه يك روز از مدت عمر او از بين مى رودو براى خوردنى هيچ كسى از شما افزوده نمى شود مگر اين كه از روزى پيشين او نابود گرددو اثرى از وى زنده نمى شود مگر اين كه اثرى از او بميرد و براى او هيچ تازه اى بروز نمى كند مگر اين كه تازه اى از او كهنه شودو براى او چيزى تازه نرويد مگر اين كه درو شده اى از وى بر زمين بيفتداصول اوليه سپرى شده است ما شاخههاى آنها هستيمبراى هيچ فرعى بقائى بعد از فناى اصل نيست سرزنش بدعتاز جملهء اين خطبه است : و هيچ بدعتى بوجود نيامده است مگر اين كه با بوجود آمدن آن سنتى متروك گشته استپس بپرهيزيد از بدعتهاو ملتزم حركت در راه راست باشيدشايسته ترين كارها ، آن است كه در گذرگاه زمان ثبات و اصالت