ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٦ - ١ - اصل صيانت ذات ريشه دارترين ثابتها ، صيانت ذات است
البته در صورت آگاهى به آنها ، در تنظيم « حيات معقول » خود موفقتر مى گردد . اصول عمدهء اين ثابتها بقرار زير است :
١ - اصل صيانت ذات ريشه دارترين ثابتها ، صيانت ذات است كه با سه اصطلاح معروف ( حبّ ذات ، حبّ بقاء و حبّ حيات ) مورد بررسى قرار مى گيرد . [١] اين حقيقت يا اصل ثابت بر سه قسم عمده تقسيم مى گردد : - قسم يكم - صيانت ذات در حيات طبيعى و ادامهء آن كه همهء جانداران در آن مشتركند و اگر اين حقيقت ثابت از فعاليت و تأثير بيفتد ، حيات طبيعى در خطر قرار مى گيرد .
قسم دوم - صيانت ذات در حيات مطلوب در زندگى جمعى است كه فقط در انسان بجريان مى افتد . مقصود از اين قسم صيانت ذات عبارتست از اين كه انسان در ارتباط با محيط و اجتماع و فرهنگ [ بمعناى عام آن ] و تاريخى كه در پشت سر گذاشته است ، وصول بيك عدّه حقائق و اصول را مانند الگو و معيار براى زندگى خود تلقى مى كند و ذات [ شخصيت ، جان ، من ، يا حياتى ] را كه مى خواهد آن را داشته باشد ، حقيقتى است كه بايد با آن حركت كند و وصول به درجات عالى آن را كه حيات مطلوب او است ، با كمال جديت تعقيب مى نمايد . البتّه مطلوبيت چنين حيات يا ذات ممكن است ، بلكه اغلب چنين است كه عوامل محيطى و فرهنگى و اجتماعى براى انسان مقرر مى دارند و او را وادار به تطبيق زندگى با آنها مى نمايند .
قسم سوم - صيانت تكاملى ذات است . انسان با اين صيانت ذات است كه از آلودگىهاى متنوع در حيات طبيعى رها مى شود ، و به هدف اعلاى « حيات معقول » كه
[١] اين اصل نه تنها در نوع انسان از اصالت و پايدارى برخوردار است ، بلكه همهء جانداران از اين اصل ثابت برخوردارند و ثبات اين اصل بقدرى پايدار و قوى است كه ما آنرا اصل الاصول مى ناميم و اين كه گاهى اشخاصى پيدا مى شوند كه اين اصل در آنان تأثير ننموده و دست به خودكشى مى زنند ، معلول بيمارى روانى است ، همان گونه كه بعضى از اشخاص با ارتكاب جرم و جنايت ، كرامت و شرف ذاتى خود را پايمال مى نمايند .