ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٧ - نمايش چهارم
مى سازد . انسان مى تواند از طبيعت تقليد كند يا باصطلاح ديگر برداشتهاى مفيدى از طبيعت به دست بياورد .
٤ - عالم طبيعت با موجوداتى كه دارد آمادهء بهره بردارى مستقيم يا غير مستقيم بكمك وسائل براى زندگى انسانها است ، اگر ديوانه وار آن را مختل نسازد .
٥ - انسان با زيباييهاى محسوس در طبيعت انس و الفت داشته و در برابر آنها انبساط پيدا مى كند .
٦ - انسان با مشاهدهء شكوهى كه در ديدگاه خود در عالم طبيعت دارد ، انبساط والاترى را درون خود در مى يابد .
٧ - انسان بوسيلهء استعداد اشراف و احاطه اى كه دارد ، مى تواند و لو بطور اجمال به جهان هستى اشراف پيدا كند ، و از ديدگاه جهانبينى در بارهء آن ، احكام فلسفى صادر كند و اين استعداد از عاليترين نهادهاى انسانى است كه بجهت فراوانى آن در افراد نوع انسانى مورد اهميت قرار نمى گيرد . انسان با اين استعداد شگفتانگيز است كه با نيروهاى ماوراى طبيعى خود آشنائى پيدا مى كند .
< شعر > عقل ما بر آسيا كى پادشا گشتى چنين گر نه عقل مردمى از كلّ خويش اجزاستى < / شعر > ناصر خسرو علوى ٨ - انسان بوسيلهء استعداد قانونيابى خود ، جهان هستى را قانونمند مى يابد و با اين استعداد است كه تاكنون به كشف اين همه قوانين در طبيعت نائل آمده است .
٩ - جهان هستى با چهرهء قانونمندى و شكوه ملكوتى خود ، انسان را به دريافت معنايى والا در پشت پردهء خود ، شديداً تحريك مى كند .
١٠ - جهان هستى با كمال عظمتى كه دارد ، در برابر قدرت روحى انسان توانايى مقابله ندارد . همه مى دانيم كه انسان در حال توجه شديد به خدا انقطاع كلى از جهان هستى پيدا مى كند ، در اين حال انسان چنان اوج مى گيرد كه همهء جهان مانند يك نمود