ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٧ - مبارزهء بىامان با انسانهاى صالح و رشد يافتگان را مبناى سلطه گرى خود قرار دادند
بديهى است كه آنان براى توجيه شكنجهها و كشتارى كه انجام مى دادند ، مى بايست هر گونه خلاف واقع را مرتكب گردند ، آيات و روايات را به سود خود تفسير كنند . حتى اگر مقتضى باشد رواياتى را جعل كنند و سخنان حق آن ستمديدگان و آن مردان راه حق را به دروغ و افتراء متهم بسازند . آن شاگردان مكتب ماكياولى كه از يك جهت اساتيد اين مرد و بنيانگذاران اصلى مكتب او بودند . ( مى گفتند : براى هر هدفى كه مى خواهى بدست بياورى ، هر حقيقتى را مى توانى بعنوان وسيله ، قربانى آن هدف نمايى ) افّ بر تو اى خودكامگى و سلطه گرى كه بىشرمترين دروغگويى را براى بقاى چند روزهء خود مرتكب مى شوند و در شام شايع مى سازند كه علَّى بن ابي طالب عليه السلام نماز نمى خواند وقتى كه آن حضرت در محراب عبادت شهيد مى شود و خبر آن در تمامى جوامع اسلامى شايع مى شود ، مردم از يكديگر مى پرسند : مگر على بن ابي طالب نماز مى خواند امام حسين بن على عليهما السلام را با فجيعترين وضعى كه تاريخ به خود ديده است مى كشند و تكبير هم مى گويند < شعر > جاؤا برأسك يأبن بنت محمّد مترمّلا بد مائه ترميلا و يكبّرون بأن قتلت و إنّما قتلوا بك التّكبير و التّهليلا < / شعر > ( سر بريدهء ترا اى پسر دختر محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم آوردند و در حالى كه آغشته به خون خود بود ، آنان تكبير مى گفتند كه ترا به قتل رساندند در حالى كه كشتند تكبير و تهليل را با كشتن تو . ) ٣٩ ، ٤٥ - أيّها النّاس ، إنّه من استنصح للَّه وفّق ، و من اتّخذ قوله دليلًا هدى « للَّتى هى أقوم » فأنّ جار اللَّه آمن و عدوّه خائف ، و إنّه لا ينبغي لمن عرف عظمة الله أن يتعظَّم ، فإنّ رفعة الَّذين يعلمون ما عظمته أن يتواضعوا له و سلامة الَّذين يعلمون ما قدرته أن يستسلموا له ( اى مردم ، كسى كه از خدا پند و خير خويش را مسئلت نمايد ، موفق گردد ، و هر كس كه كلام خدا را براى خود راهنما اتخاذ كند به آن طريقه اى كه محكمتر و راستتر است