ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٦ - هيچ گمراهى بىعلت نيست و براى هر پيمانشكنى شبهه ايست
تعديل و مهار كردن تمايل به لذت نگمارد ، قطعى است كه بيمارى هوسرانى و خودكامگىها به سراغش آمده دود از دودمان شخصيت او بر خواهد آورد . ٢ - علل غير اختيارى گمراهىها با نظر به معناى گمراهى كه باردار ضد ارزش است ، نمى تواند علل غير اختيارى داشته باشد ، باين معنى كه اگر آن علل و عواملى كه موجب انحراف انسان از اصول و مبانى اخلاق والاى انسانى مى گردد ، خارج از اختيار انسان باشند ، بديهى است كه آن انحراف را نمى توان گمراهى ضد ارزشى قلمداد نمود . مانند غوطه خوردن در جهل بجهت دسترس نبودن عوامل و وسائل علم و محروميت از اخلاق بجهت احاطهء عوامل اضطرارى و جبرى به انسان . بدانجهت كه امير المؤمنين عليه السلام طلحه و زبير را بارها توبيخ و نابكارى آنان را گوشزد فرموده و از طرف ديگر آن دو با كمال اختيار روياروى امير المؤمنين عليه السلام به مبارزه و پيكار برخاستند ، لذا قطعى است كه علت گمراهى آن دو نفر اختيارى بوده است . و اما اين كه مى فرمايد : « و براى هر پيمان شكنى شبهه ايست » با توجه به تقسيم علل گمراهى به اختيارى و غير اختيارى ، و اين كه گمراهى طلحه و زبير مستند به علل اختيارى بوده است ، حتمى است كه منظور امير المؤمنين عليه السلام از « شبهه » آن ابهام و اشتباه است كه مستند به مقدمات اختيارى است ، يعنى اگر هم آن دو شيخ در قضيهء قتل عثمان در ابهام و شبهه بودند ، خود آنان از قضاياى اصلى كه يكى از آنها برائت ذمّهء امير المؤمنين عليه السلام از حادثهء عثمان بوده است ، مطلع بودند و آن دو چون در متن وقايع بودند مى دانستند كه آن حضرت تا حدود توانايى كه داشت از قتل عثمان جلوگيرى كرده است . با اين حال ممكن است تلقينات و اغواگريهايى كه در بارهء آن حادثه شيوع پيدا كرده بود ، تدريجا در اواخر آن دو را به شبهه و ابهام انداخته بوده است . ولى آن تلقينات و اغواگريها نمى بايست اشخاصى مانند آن دو نفر را تحت تأثير قرار داده و موجب شكاف عميق در ميان جوامع اسلامى شود كه در نتيجه غائلهء نابكارانهء صفين و خوارج راه بيفتد .