ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٧ - در آن هنگام جمعى از مردم با ايمان چشمانشان با قرآن نورانى ، و گوشهايشان آشنا با تفسير ، و جام حكمت را شامگاهان و صبحگاهان سركشند
درون چنان انسانى راه نمى دهد ، الفاظ و صداها از مقابل در گوشهاى اين مردم حقگرا عبور مى نمايند و توانايى ورود به مغز و دل آنان را ندارند . همان گونه كه چشمان آن سالكان طرق ربانى هيچ شكل و نمود و رنگى را نمى پذيرد مگر اين كه جان نورانى آن سالكان ، راه ورود به آنها را با مشاهدهء وابستگى آنها به مبدأ نور ، به درون آن روشن ضميران باز كند . ديگر از صفات بسيار با عظمت اينان ، آن است كه صبحگاهان و شامگاهان با حقائق حِكْمى حيات خود را تغذيه و آبيارى مى نمايند . حيات انسانى آن پديدهء إلهى است كه اگر با فرهنگ ربانى كه حكمت ناميده مى شود ، اشباع شود ، حقيقت خود را كه جاودانگى در عرصهء هستى متّصل به ايام الله و رضوان الله و لقاء الله است ، به فعليت مى رساند و اگر با حكمت تغذيه و آبيارى نشود ، خود پوچ مى شود و آنچه و آنكه را با آن در حال ارتباط است تباه مى كند .
٢١ ، ٣٠ - منها - و طال الأمد بهم ليستكملوا الخزى ، و يستوجبوا الغير ، حتّى إذا اخلولق الأجل ، و استراح قوم إلى الفتن ، و أشالوا عن لقاح حربهم ، لم يمنّوا على اللَّه بالصّبر ، و لم يستعظموا بذل أنفسهم فى الحقّ ، حتّى إذا وافق وارد القضاء انقطاع مدّة البلاء حملوا بصائرهم على أسيافهم ، و دانوا لربّهم بأمر واعظهم ( زمان آن فتنه گران و فتنه جويان طولانى مى گردد ، تا آن گاه كه رسوايى آنان به كمال مى رسد و مستوجب تغييرات مى گردند ، تا آن گاه كه مدت پايان مى يابد و جمعى از مردم ( صالح ) به فتنه مى گروند و در آن بيارامند و دست از باردار ساختن جنگ با فتنه گران بر مى دارند ، اينان كسانى بودند كه با صبر و شكيبائى كه در راه حق داشتند ، منتى بر خدا نگذاشتند و اين كه جانهاى خود را در مسير حق بذل كرده بودند ، بزرگ نشمرده بودند . تا آن گاه كه عامل قضاى خداوندى با پايان يافتن مدت آزمايش موافقت نمود ، بصيرتهاى خود را بر شمشيرهايشان حمل كردند و با اطاعت از امر راهنمايشان به پروردگار نزديك شدند . )