ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٠ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
لازمهء چنين قضيه اى اينست كه زندگى يعنى هيچ و پوچ . بنا بر اين هيچ مكتب و عقيده اى چاره ساز براى نوميدى مطلق در زندگى نيست و خواه مادى محض باشد و خواه طبيعى و خواه الهى . حال كه چنين است ، پس اختصاص دادن الهيات به اين كه فرار از واقعيات است ، جز خصومت و كينهء روانى ناشى از حساسيت در بارهء الهيات چيزى ديگر نخواهد بود . بلى ، نويسنده گاهى هر گونه انديشه و اصول از پيش ثابت شده را نفى مى كند ، ولى به آن شدت نمى تواند آنها را مطرح كند كه هر عاقلى با شنيدن آن بگويد : آقاى نويسنده ، اين همه حرفها را كه مى زنى ، آيا بر منطقى تكيه دارد يا هر چه كه به زبانت مى آيد بيرون مى رانى پاسخ - مورتى در اين جملات چند مطلب را آورده است : يك - مى گويد : « هر چاره جويى كه به وسيله نهضتها ، قوانين و ايدئولوژىها براى اصلاح جوامع بشرى صورت گرفته است ، با شكست روبرو شده است . . . » اين مطلب بيان يك پديدهء سطحى از جامعه بشرى است .
زيرا اگر ما در تاريخ سرگذشت بشرى و كارنامه او را درست دقت كنيم ، با ٢١ تمدن بقول توينبى روبرو مى شويم كه اگر از بدبينىهاى بيمارگونهء برخى از قلم بدستها صرف نظر كنيم ، عظمت فكرى و اراده و اقدام و فعاليتهاى بنى نوع انسان را در خودسازى و جامعه پردازى بخوبى اثبات مى كند ، به اضافهء هزاران اجتماعات متشكل كه ابعاد بسيار با اهميت انسانى در آنها به فعليت رسيده و شكوفا گرديده است .
ناديده گرفتن اين همه فرهنگها و ادبيات كه بازگو كنندهء مجراى حيات انسانها در بايستگىها و شايستگىها بوده است ، مساوى است با كشيدن خط بطلان بر همهء صفحات تاريخ .
تفسير انسان و انسانيت در همهء ابعاد آن و در همهء گذرگاه تاريخ با مختصات ماشينى دوران ما كه انسانها را به صورت دندانههاى ناآگاه ماشين در آورده است ، اگر از روى بىاطلاعى باشد ، اشتباهى است بزرگ كه بايد بهر نحوى است پس گرفته شود ، و اگر از