ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥ - كيست آن كسى كه هدايت را مغلوب هوى مى سازد
قدرت اخلالگرى و بىرنگ ساختن رشد و كمال را كه هدف اعلاى حيات بشرى است ، از دست مى دهد . شگفتا ، با اين كه اكثريت قريب به اتفاق مردم مى دانند كه هوى و هوس و خودكامگى باضافهء اين كه براى برقرارى و فعاليتهاى خود ، نيازمند صرف انرژىهاى متنوع و اتلاف وقت گرانبها و رسوايىهاى گوناگون ميباشد ، و با اين كه موقت و نسبى و تباه كنندهء اصيلترين اصول اخلاقى انسانى است ، با همهء اينها ، نه تنها نمى خواهد دست از هوى و هوس خود بردارد ، بلكه مى كوشد تا رشد و كمال و هدايت و وسائل آنها را كه اصول سازندهء اخلاق انسانى است ، با زنجير تخيلات و توهمات مغزى خود ، بطرف هوى و هوس بكشاند و آن را ملاك تكاپوى خود در اين دنيا قرار بدهد و هدايت را بوسيلهء هوى و هوس خود تفسير و توجيه كند .
كيست آن كسى كه هدايت را مغلوب هوى مى سازد آن نگونبختى كه نام هوسرانى را آزادى مى گذارد شطرنج بازيهاى مغزى آلوده با تخيلات و بازيگريهاى ذهنى را انديشه و تعقل مى نامد بازى با الفاظ را نبوغ فكرى مى پندارد نيرنگ بازيهاى ضد واقع و مخالف حق را فهم و شعور و سياست مى داند هر وسيله اى را قربانى هر هدفى مى نمايد خود را با هر وضعى كه پيش مى آيد تطبيق مى دهد و در برابر هيچ اصل و قانونى دست خود را بسته نمى بيند همواره خود را هدف و ديگران را وسيله تلقى مى كند همهء هستى و عظمت و اصول و امتيازات را در خود طبيعى پست و مست خود مى نگرد اينست مختصات آن كسى كه هدايت را مغلوب هوى و هوس خود مى نمايد . اينست صفات آن پستتر از حيوانى كه حاضر است براى چند لحظه لذت و مستى خود ميليونها انسان را به خاك و خون بكشد .
اگر زندگى اين دو صفتان رذل ، مزاحم حيات ساير انسانها نمى گشت ، و اگر اين آفاتهاى نابود كنندهء درخت تنومند جوامع انسانها ، تنها به دور خود مى پيچيدند ، و كارى با زندگى ديگر مخلوقات نداشتند ، مى گفتيم : بگذاريد در دوزخ هوى و شيطنت و