ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٨ - خداوند مهلت مى دهد و تبهكاران به نهايت رسوايى مى رسند و دگرگونى آغاز مى گردد
خداوند مهلت مى دهد و تبهكاران به نهايت رسوايى مى رسند و دگرگونى آغاز مى گردد بعضى از سطحىنگران از امثال جملهء اول ، چنين برداشت مى كنند كه خداوند زمان را براى تبهكاران طولانى مى كند و بآنان مهلت مى دهد كه آنان بر فساد و گناهان خود بيفزايند و در نتيجه گمان مى كنند خداوند متعال در گمراه ساختن بندگان خود ، دخالت مى ورزد اينان غافلند از اين كه « لام » در ابيات عربى دو معنى دارد : معناى يكم هدف و غايت مقصود است . اين لام به سر هر جمله اى داخل شود ، اثبات مى كند كه غرض و هدف و غايت مقصود از جملهء قبلى همان است كه لام بر سر آن آمده است ، مانند اين كه به ديدار دوست مى روى و مى گويى : جئتك لأزورك ( آمدم تا با تو ديدار كنم ) يعنى غرض و هدف و غايت مقصود من ، از آمدن نزد تو ، ديدار تو ميباشد .
معناى دوم - لام عاقبت ( پايان ) است . يعنى مفاد كلمه اى كه اين لام بر سر آن آمده است ، از نظر زمانى پس از حادثهء قبلى مى آيد بدون رابطهء عليت و هدفى و غايى مانند لام در بيت زير < شعر > له ملك ينادى كلّ يوم لدوا للموت و ابنوا للخراب < / شعر > ( براى خدا فرشته اى است كه هر روز به مردم ندا مى كند كه بزاييد براى مردن و آباد كنيد براى ويران شدن ) در صورتى كه قطعى است كه مقصد و هدف هيچكس از توليد فرزند ، مردن او نيست و مقصد و هدف هيچ كس از آباد كردن تخريب نمى باشد ، بلكه مقصود شاعر اينست كه به دنبال تولد ، مرگ مى رسد و پس از آبادى روزگار خرابى . مفسران آيهء شريفه ( وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لأَنْفُسِهِمْ ، إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ ) [١] ( كسانى كه كفر ورزيدهاند گمان نكنند كه ما وسائل لذت و خودكامگىها را براى آنان آماده مى نماييم ، به سود و خير آنهاست ، جز اين نيست كه ما زمينه و
[١] آل عمران آيه ١٧٨ .