ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٠ - عوامل بقاء حيات ما همانند سايهها و ابرها و بادهايى است كه در حركت رو به فنا است
است كه زندگى آنان پاكتر و با صفاتر از آن بود كه تاريخ ننگ آلوده نشان مى دهد . اگر اين جريان را به خوبى درك مى كرديم ، هرگز همديگر را تكه و پاره پاره نمى كرديم ، بجاى خصومت با يكديگر ، محبت بهم مى ورزيديم ، يكديگر را مى شناختيم و از هم دورى نمى گزيديم . اگر مى فهميديم كه انسانها در زندگى با همديگر چه امتيازاتى را مى توانستند بهم بدهند و با چه لطف و عظمتى ، به يكديگر مى نگريستند ، روزگار ما به اين بدبختىها و تيره روزىها دچار نمى گشت . اگر آن روزى كه قامت سرو مانند آدمى نقش زمين مى گردد و چراغ بسيار درخشان وى خاموش مى شود و احساس و اراده و تمامى غرايزش از كار مى افتد ، مورد نظارهء دقيق و آگاهى عميق قرار بگيرد ، مى تواند درسهايى بسيار آموزنده براى تماشاگران باشد ، ولى هيهات ما در بارهء اين منظرهء آموزنده تنها بيك خيره شدن چند لحظه و كشيدن چند آه و اگر آن افتاده بر روى زمين خيلى براى ما محبوب باشد ، به ريختن چند قطره اشك قناعت ورزيده و راه هميشگى خود را پيش مى گيريم و بار ديگر همان عينك حيات طبيعى حيوانى را به چشمانمان مى زنيم كه پايانى براى خود نمى بيند .
٢٠ ، ٢٣ - أن ثبتت الوطأة فى هذه المزلَّة فذاك ، و أن تدحض القدم ، فإنّا كنّا فى أفياء أغصان ، و مهبّ رياح ، و تحت ظلّ غمام أضمحلّ فى الجوّ متلفّقها ، و عفا فى الأرض مخطَّها ( اگر پايم در اين لغزشگاه بر جاى بماند كه به زندگى ادامه خواهم داد ، و اگر در اين ورطه پايم بلغزد [ و رخت از اين دنيا بر بندم ] موجب شگفتى نيست ، زيرا زندگى ما در سايههاى شاخسارها و محل وزش بادها و زير سايهء ابرى بود كه تراكم انبوهش از بين برود و نشانههاى آن از روى زمين محو گردد . ) عوامل بقاء حيات ما همانند سايهها و ابرها و بادهايى است كه در حركت رو به فنا است بدانجهت كه پديدهء حيات براى مردم ناآگاه يك حقيقت جاودانى مى نمايد ، اگر چه