ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٢ - دنياى زودگذر را گرفتند و آخرت جاودانى را رها ساختند
اراده و اين نمايشگران وجدان انسانى بيخبر از دل و وجدان ، و اين سوداگران جانهاى آدميان ، مستند به يك پايه و اساس صحيح است ، همهء پديدههاى مزبور ( احساس رضايت ، آزادى ، آگاهى ، وجدان و غير ذلك ) يا مستند به تلقين ماهرانهء مديريتهاى جوامع آنان است و يا متكى به تجسيم ذاتى خود آنان مى باشد كه حيات خيالى را حيات حقيقى مى بينند نسبت مى دهند ، بهمين جهت است كه شما مى توانيد در آثار علمى و فرهنگى مخصوصا در آثار ادبى آنان چه صريحا و چه اشارتا و چه ضمنا اين مطلب را ببينيد : براى آنان - < شعر > نيست وش باشد خيال اندر جهان تو جهانى بر خيالى بين روان بر خيالى صلحشان و جنگشان بر خيالى نامشان و ننگشان < / شعر > نتيجهء قطعى اين تبهكارىها است كه مرتكب شوندگان آنها از زندگى فقط به نام آن خوشحالند . با لغزشها و معاصى انس گرفته و موى سر و ريش در مصاحبت آنها سفيد كرده ، نه بهره اى از آگاهى و تعقل دارند و نه نصيبى از آزادى و آزادگى و نه حظَّى از دل و وجدان كه آنان را به حيات حقيقى رهنمون شوند . اينان بقول على عليه السلام همانند درندگان ناآگاهند كه با استشمام اندك بويى از لذت و منفعت ، شديدترين حمله را مى آورند ، بدون توجه به حق و ناحق ، مشروع و نامشروع ، صحيح و ناصحيح و زشت و زيبا ، هر چيزى را روياروى خود ببينند ، متلاشى و نابود مى سازند تا به آنچه كه آنرا منفعت خود مى بينند نائل گردند و بديهى است كه پس از آنكه آگاهى و خرد و آزادگى و دل و وجدان از انسان سلب شد ، در هر چيزى كه منفعتى ديد براى ربودن آن ، بهر كارى دست مى يازد ، اگر چه به اصطلاح عاميان : منفعت منظور ، دستمالى باشد كه براى بدست آوردن آن ، حاضر است هزاران قيصريه ( بازار يا سراى تجارت و كسب و فروشگاهها ) را آتش بزند ٣٤ ، ٤٤ - أين العقول المستصبحة بمصابيح الهدى و الأبصار اللَّامحة إلى منار التّقوى أين القلوب