ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٤ - نتيجهء حيات بخش اين اعتقاد كه پيروزى و قدرت از خدا است
نتيجهء حيات بخش اين اعتقاد كه پيروزى و قدرت از خدا است پذيرش اين حقيقت كه پيروزى و قدرت از خدا است ، ناشى از قبول اين اصل با اهميت است كه هر وسيلهء حركت و غلبه و نفوذ از آنِ خدا است و بشر مانند يك امانتدار است كه بايد آن را بر مبناى مشيت خداوندى به كار ببرد . اين اصل مورد تأييد و دستور همهء انبياى الهى عليهم السلام و مفاد حكم عقل و وجدان ناب انسانها است . نتيجه اعتقاد باين اصل ، برخوردارى واقعى بشر از حيات مى باشد كه يكَّه تازان ميدان تنازع در بقاء آن را نمى فهمند و نمى خواهند ، همانند خفاشان كه خورشيد را نمى فهمند و آن را نمى خواهند . نفى اين اصل است كه موجب شده است سرتاسر تاريخ بشر مالامال از خون بر زمين ريخته و خون دلهايى باشد كه در درون انسانها موج زده است . در طول اين تاريخ هر كجا بنگرى يا ظالم است يا مظلوم . امّا مستى و تخدير پيروزى و قدرت بقدرى شديد است كه نمى گذارد قدرتمندان حتى يك ورق از تاريخ را بخوانند و بفهمند كه قانون اصيل حيات ( عمل و عكس العمل ) فراگيرتر از آن است كه از آنان چشمپوشى كند . اين قانون اصيل همان است كه همهء مظلومان تاريخ در موقع شمردن آخرين نفسهاى خود ، يا به زبان آوردهاند و يا به خطور از درونشان قناعت ورزيدهاند :
< شعر > بر من است امروز و فردا بروى است خون من همچون كسى ضايع كى است < / شعر > نفى اين اصل ( قدرت از آن خدا است ) مدتى است باين منطق تباه كننده منتهى شده است كه اشخاصى كه مى خواهند مقامى را در جامعهء خود بدست بياورند ، نخست بايد نمايشى در بارهء برخوردارى از قدرت در ستمگرى ارائه بدهند ، تا اثبات كنند كه آرى ، آنان مى توانند با نابود كردن ناتوانان ، براى جامعهء خود افتخارى كسب كنند يا بر برگ و نواى مردم آن جامعه بيفزايند ١٠ ، ١٩ - و مكان القيّم بالأمر مكان النّظام من الخرز يجمعه و يضمّه فإن انقطع النّظام تفرّق الخرز و ذهب ، ثمّ لم يجتمع بحذافيره أبدا . و العرب اليوم و ان كانوا قليلا ، فهم كثيرون بالإسلام ،