ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٥ - هيچ گمراهى بىعلت نيست و براى هر پيمانشكنى شبهه ايست
اين سوى ابديت است سازگار باشد . براى تكميل بررسى در بارهء طلحه و زبير و جريانات مربوط به آن دو پيمانشكن مراجعه فرماييد به : مجلد سوم از صفحهء ٢١ تا ٢٤ - داستان ناكثين ( پيمانشكنان ) و تحليل داستان پيمانشكنان . از صفحهء ١٦٩ تا صفحهء ١٧٠ - آيا زبير در مسئلهء پيمان زمامدارى ظاهر سازى كرده بود انكار پس از اقرار شنيده نمى شود . و مجلد پنجم از صفحهء ٢٥ تا صفحهء ٢٦ - آنجا كه پيمانشكنان ، انداختن جرمى را به گردن انسانى مبرّا وسيله اى براى ارتكاب جرمى ديگر قرار مى دهند . مجلد پنجم ، از صفحه ٢٧ تا صفحه ٢٨ - داستان پيمان شكنان چه ريشه هايى داشته است ١٤ ، ١٥ - و لكلّ ضلَّة علَّة ، و لكلّ ناكث شبهة ( و براى هر گمراهى علتى و براى هر پيمانشكنى شبهه ايست . ) هيچ گمراهى بىعلت نيست و براى هر پيمانشكنى شبهه ايست آن دو پيمان شكن با اعراض از امير المؤمنين عليه السلام گمراه گشتند . اين گمراهى مانند ديگر پديدهها معلول علتى است . علت در پديدههاى انسانى بر دو قسمت عمده تقسيم مى گردد : علل اختيارى و علل غير اختيارى . ١ - علل اختيارى گمراهىها - امورى هستند كه انسان توانايى جلوگيرى و امتناع از آنها را دارا است ، مانند هوسبازىها ، خودكامگىها ، كبر و نخوت ، سلطه جويى و غير ذلك . ريشهء اساسى اين امور اگر چه غير اختيارى مى باشد ، با اين حال رويانيدن و به فعليت رسانيدن و بهره بردارى از آن ريشهها اختيارى است . توضيح اين كه ريشهء هوسبازىها و خودكامگىها كه عبارتست از تمايل به لذت و نشاط ، قطعا حقيقتى است مربوط به اصل خلقت آدمى و اختيار در آن راهى ندارد ، ولى اگر انسان تعقل و وجدان كمال جوى خود را به كار بيندازد و از تجارب بسيار فراوانى كه از مشاهده نتائج هوسبازيها و خودكامگىهاى بىقيد و شرط ، بدست آمده است ، مى تواند تمايل به لذت را در مسير معتدل مهار كند و مطابق اصول عقلى و وجدانى از آن استفاده كند . حال ، اگر يك انسان با داشتن اين توانايى ، همت به