ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٤ - فتنه با قضاى تلخ وارد عرصهء جامعه مى گردد ، همه چيز را بر هم مى زند
الأكياس ، و يدبّرها الأرجاس . مرعاد مبراق ، كاشفة عن ساق ، تقطع فيها الأرحام ، و يفارق عليها الإسلام ، بريّها سقيم ، و ظاعنها مقيم ( با قضاى تلخ در آيد و خونهاى گرم بدوشد ، و خراب كند منار ( نشانها و علائم ) دين را ، و يقين محكم را بشكند ، مردم هشيار و با كياست از آن فرار كنند و مردم پليد به تدبير و مديريت آن برخيزند . رعد و برق بسيار براه بيندازد و به شدت عرض اندام نمايد .
خويشاوندىها در آن فتنه از هم بگسلد ، و بر مبناى آن از اسلام دورى گزيده شود . آن كس كه از آن فتنه برائت جويد بيمار است و آن كس كه با آن حركت كند ماندگار است . ) فتنه با قضاى تلخ وارد عرصهء جامعه مى گردد ، همه چيز را بر هم مى زند اين مسئله كه آيا در حوادث ناگوار و وقايع تلخ كه جوامع بشرى را با اشكال مختلف گرفتار مى كند ، قضاى إلهى در آنها نقشى دارد يا ندارد پاسخهاى متعددى براى اين مسئله مى توان در نظر گرفت ، ولى مهمترين آنها كه خالى از هر گونه اشكال است ، چنين است : اگر منظور از قضاياى إلهى ، حكم و اراده و فعل خداوندى باشد ، پاسخ سؤال قطعاً منفى است ، زيرا ذات اقدس خداوندى و صفات او منزه تر از آن است كه حكم و اراده و فعل او منشأ نكبت و بدبختى و گرفتاريها و در هم ريختن ارزشها و سقوط عظمت جان انسانها و خونهاى پاك مردم [ كه همگى بندگان خداوندى هستند ] بوده باشد . او خير محض و بىنياز مطلق است و شر و ناگوارى از كسى صادر مى گردد ، كه محتاج و ناتوان يا جاهل و يا سودجو باشد و هيچ يك از امور مزبوره در بارهء خداوند صدق نمى كند .
بنا بر اين ، معنايى كه در اين گونه موارد براى قضاى خداوندى قابل طرح است ، جريان قوانين طبيعى و ديگر ابعاد هستى است كه در موقع فتنهها بدون تفاوت با موارد ديگر ، كار خود را انجام مى دهد . و اگر جريان آن قوانين ضرر و اخلال بر زندگى مردم جامعه وارد بياورد ، مربوط به خودكامگى خود انسانها و پليدى آنان مى باشد ، نه قضاى إلهى كه