ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٧ - ١٠ - نياز انسان به پاسخ براى چهار سؤال اساسى كه در روياروى او قرار گرفتهاند
٦٧ ] ( اوست خداوندى كه شما را از خاك آفريده سپس [ در جريان نسل ] از نطفه ، سپس از علقه قرار داده ، سپس شما را در صورت كودك بيرون مى آورد ، سپس [ جريان خلقت ادامه پيدا مى كند ] تا به نيرومندى برسيد و سپس به دوران پيرى مى رسيد و بعضى از شما پيش از وصول به دوران پيرى مى ميريد ، [ و همچنين جريان وجودى شما استمرار دارد ] تا به مدت معين ( پايان زندگى ) برسيد . ) ( وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ . ثُمَّ جَعَلْناه نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ . ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناه خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ الله أَحْسَنُ الْخالِقِينَ . ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ ) . [ المؤمنون از آيه ١٢ تا ١٦ ] ( و ما انسان را از عصاره اى از گل آفريديم . سپس آن را در صورت نطفه در قرارگاه محفوظ قرار داديم . آن گاه نطفه را علقه نموديم و از علقه مضغه آفريده و آن گاه از مضغه استخوانها آفريديم و سپس به استخوانها گوشت پوشانديم . سپس او را خلقت ديگرى ايجاد نموديم ، پس بركت دهنده است خداوندى كه نيكوترين آفرينندگان است . ) در بعضى از آيات هدف اعلاى حيات را بيان فرموده است مانند ( وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) [ الذاريات ٥٦ ] ( و من نيافريدم جن و انس را مگر اين كه مرا عبادت كنند . ) و بديهى است كه معناى عبادت چيزى جز قرار گرفتن در جاذبهء كمال إلهى نيست و اين كه خداوند هيچ نيازى به عبادات ما ندارد ، به هيچ گونه استدلال احتياجى ندارد ، زيرا قضيه بديهىتر از آن است كه بر انسان عاقل پوشيده بماند . مجموع اين آيات با اشكال گوناگون دستور مى دهد كه انسانها بايد موقعيت خود را در اين دنياى معنادار درك نموده و مطابق اين درك مطيع دستورات عقل و وجدان درونى و انبياى إلهى كه عقل و وجدان برونى هستند ، باشند . همهء احكام مربوط به اين بعد انسانى نيز ثابت و اوليه محسوب ميشوند .
١٠ - نياز انسان به پاسخ براى چهار سؤال اساسى كه در روياروى او قرار گرفتهاند :
١ - من كيستم ٢ - از كجا آمدهام ٣ - به كجا مى روم ٤ - براى چه آمده ام