ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢١ - نابكاران در طول تاريخ ائتلاف مى كنند و دست اتحاد به هم مى دهند ، در صورتى كه هدفى ندارند جز بدست آوردن سلطهء مطلقه براى خود و محو ديگران از صفحه وجود كه در رديف اول همان ائتلاف و اتحاد كنندگان با آنان مى باشند
كه مى توانيم آرمانهاى جامعه را برآوريم پس بايد دست به كار شد و طرف مقابل را از بين برد . بسيار خوب ، براى چنين كارى تبليغات روى پرده و پشت پرده لازم است كه هر چه تأخير شود ، دير خواهد بود . رقص و جست و خيز شروع مى شود و ساده لوحان ناآگاه با وعدهء بهشت برين كه اين نيرنگ بازان بآنان دادهاند ، عازم ميدان كارزار و مبارزه ميشوند . كشتارها شروع مى شود ، سيل دروغها و مكرپردازيها و نيرنگبازيها ، بجريان مى افتد و شكست و پيروزىهاى ظاهرى غائله را به پايان مى رساند . حال فرض مى كنيم كه آن شخصيت يا گروه واقعا ايده آل ، با شكست ظاهرى مواجه و اين نابكاران كه براى سلطه چند روزه بر جامعه بهمهء زشتىها و وقاحتها تن داده و آن شخصيت يا گروه مورد اميد جامعه را از بين بردهاند خود را پيروز تلقى كردهاند ، نوبت ايستادن آنان روياروى يكديگر فرا مى رسد . خوب ، آقاى زبير ، چكاره اى زبير مى گويد : آقاى طلحه ، بگو ببينم تو چكاره اى اگر من نبودم ، تو در همان لحظات نخستين نابود شده بودى . طلحه مى گويد : آقاى زبير ، اگر شخصيت و چاره جويىها و سياستمدارى من نبود ، اصلا دو نفر هم پيرامون ترا نمى گرفتند . نزاع و مشاجره بالا مى گيرد و تدريجا به آرايش صفهاى متخاصم مى انجامد و كشتارها بار ديگر ، اين قادر بزرگ را كه زمين ناميده شده است ، به آه و ناله در مى آورد . و براى تاريخ نويسان و جامعه شناسان مادهء خام براى كار آماده مى كند اين جريان را يكى از تحولات بسيار چشمگير اوائل قرن بيستم بخوبى نشان داد كه چگونه ياران مبارز پس از رفتن نظام قبلى به جان هم افتادند و يكديگر را از پاى در آوردند .
علت اصلى اين جريان ، عدم طهارت و نبودن صفاى باطن عده اى فراوان از مبارزان در طول تاريخ بوده است كه از مبارزه هدفى جز تورم يافتن « من » و خودكامگى و سلطه گرى بر ديگران وجود نداشته است .
١٠ ، ١١ - قد قامت الفئة الباغية ، فأين المحتسبون ، فقد سنّت لهم السّنن و قدّم لهم الخبر