ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٣ - ريشههاى اساسى ثابتها و ارتباط آنها با متغيرات
براى آنان مطرح و داراى معنى است ، خود طبيعى است كه اگر همهء دنيا را از آغاز خلقت تا پايان آن ، براى تورم يا اشباع آن ، در اختيارش بگذارند ، سير نخواهد گشت .
يكى از خدمات بسيار مؤثرى كه در دوران ما ، گروه دوم ( خودخواهان متفكرنما كه براى به نمايش گذاشتن خود در صحنهء جوامع ، بازى با هر اصل و قانون ثابت را براى اثبات آزادىگرايى و نوآورى خود به عهده مى گيرند ) براى گروه اول ، و لو بطور ناآگاه به گردن گرفتهاند ، متزلزل ساختن ثابتها و حاكم كردن تحول و تغيّر بر همهء واقعيات ثابت و غير ثابت است . عده اى از اين گروه دوم با كلمات فريبا و جملات هنرى و احساسات برانگيز چنان وارد صحنهء افكار بيچاره ساده لوحان مى گردند ، كه سخنانشان را جزمى تر از وحى منزل مى نمايانند و بدان جهت كه مسئلهء ثابتها از اساسىترين پايههاى شخصيت انسانى در ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خود ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوع خود ) ميباشد ، لذا واجب مى دانيم كه در اين مسئلهء حياتى تا حدودى بطور مشروح وارد بحث و تحقيق شويم :
ريشههاى اساسى ثابتها و ارتباط آنها با متغيرات مباحث مربوط به ثابت و متغير و ارتباط آن دو با يكديگر و همچنين مباحث مربوط به ريشههاى اصلى آنها از زمانهاى گذشته تاكنون افكار عده اى از صاحبنظران را به خود جلب نموده است . بديهى است كه در اين مورد هم با نظريات افراطى و تفريطى در تاريخ فلسفه و ديگر معارف كلى رويارو مى شويم . در برابر پارمنيد كه حركت و تغيّر را منكر است ، از يك طرف هراكليد و از طرف افراطگرى نامعقول سوفسطائىها را داريم كه معتقد به هيچگونه ثابت نيستند ، ولى مى دانيم كه براى اثبات اين گونه قضاياى افراطى و تفريطى كه خلاف واقع مى باشند ، جز مغالطه و سفسطه راهى ديگر وجود ندارد .
بدينجهت است كه از طرح آنها خوددارى مى كنيم و مى پردازيم به اثبات اين حقيقت كه حقائقى كه در جهان هستى با آنها در ارتباط علمى و عملى قرار مى گيريم ، بر دو قسم